مجموعه حیات وحش زندگی مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 10 آبان ماه سال 1388 ساعت 20:35

به نام خدای آسمانها و زمین

 سال جهانی نجوم

مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشنهاد « یونسکو» مبنی بر معرفی سال 2009 به عنوان سال نجوم را تصویب کرد.

یونسکو، سازمان علمی آموزشی ملل متحد ، در دسامبر ۲۰۰۵ پیشنهاد معرفی سال ۲۰۰۹  را به عنوان سال   « نجوم» مطرح کرد که پس از گذشت دو سال این پیشنهاد در مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد.

در حقیقت علت انتخاب سال ۲۰۰۹ به عنوان سال نجوم، سال ۱۶۰۹میلادی است.  1609 مهمترین سال در تاریخ نجوم دنیا است، به طوری که در این سال گالیله اولین تلسکوپ تاریخ را به طرف آسمان گرفت و توانست دهانه ها و حفره های موجود در سطح ماه، مراحل رؤیت سیاره زهره، قمرهای سیاره مشتری و ذرات گرد و غبار کهکشان راه شیری را نشان دهد.

به همین منظور چهارصدمین سالگرد این رویداد تاریخی در علم نجوم که منجر به تغییر تاریخ فرهنگ جوامع انسانی شد، جشن گرفته می شود.یونسکو مراسم این سال را با همکاری اتحادیه بین المللی نجوم و رصدخانه جنوبی اروپا  برگزار      می کند.  بیش از 100 کشور و ۱۴ سازمان بین المللی فعال در ارتباطات و آموزش علمی ، توافقنامه برگزاری مراسم سال جهانی نجوم را به امضا رسانده اند. هدف اصلی تعیین سال 2009 (به عنوان سال بین المللی نجوم) کمک به مردم تمام دنیا برای کشف دوباره جایگاه و نقش خود در هستی است.

اتحادیه‌ی بین‌المللی نجوم شعار «جهان، برای کشف از آن تو» ( جهان از آن شماست تا کاوش کنید.) را برای سال جهانی نجوم برگزیده است. با توجه به تفاوت سه ماهه شروع سال میلادی با هجری شمسی ، دولت با مصوبه ای در هیئت وزیران، سال ۸۸ ۱۳ را سال نجوم در ایران اعلام کرده است.

گروه آموزشی جغرافیا - مدیریت آموزش و پرورش شهرستان تحت جلگه ( فیروزه )- مهرماه 1388

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 11:06

باید درس جغرافیا را در نظام آموزشی کشور دید

موضوع حذف درس جغرافیا از نظام‌آموزشی دوره‌راهنمایی و جایگزینی مطالعات‌اجتماعی؛ واکنش‌هایی را درمیان اساتید و مولفان کتابهای درسی این رشته به‌دنبال داشت. مهندس محمدرضا سحاب؛ پروفسور محمدحسن گنجی؛ مهدی چوبینه؛ محمدتقی رهنمایی؛ مطیعی لنگرودی و احمد پوراحمد حذف این درس را مساوی با ازدست رفتن هویت ملی عنوان کردند.


طرح حذف درس جغرافی مخالفت اساتید این رشته را به دنبال داشت

خبرگزاری میراث فرهنگی_ گردشگری_ زهرا حاج محمدی_‌ موضوع حذف درس جغرافیا از نظام آموزشی دوره راهنمایی و گنجاندن آن در درسی تحت عنوان مطالعات اجتماعی؛ واکنش هایی را درمیان اساتید و مولفان کتاب های درسی این رشته به دنبال داشت.

مهندس محمدرضا سحاب، رئیس موسسسه جغرافیائی سحاب در اقدامی ابتکاری؛ با دعوت از چند نفر از اساتید جغرافیا و مولفان و برنامه ریزان این درس درجلسه ای؛ به بررسی چند و چون ماجرای حذف درس جغرافیا از نگاه کارشناسان پرداخت.

سوال اصلی در این نشست این بود که آیا نحوه آموزش این درس باید تغییر یابد و حذف آن منافعی برای دانش آموزان کشور به دنبال خواهد داشت.

با جمع بندی سوالات مطرح شده در این نشست از سوی کارشناسان حاضر در آن؛ طرح سوال اصلی به این شکل درآمد که: در بحث ها و حواشی به وجود آمده درتغییر شیوه ارائه و حذف عنوان «جغرافیا» چند نکته به ذهن می‌رسید. اول اینکه باید دید چقدر «طرح مطالعات اجتماعی» اجرایی شده است زیرا اگر چنین طرحی محدود به نارضایتی چند معلم باشد می توان با جلسات درونی آن را حل کرد. پس سوال اینجاست که اجرای طرح مطالعات اجتماعی چقدر جدی است؟ ازسوی دیگر به نظر می رسد مخالفت با وجود درس مستقل جغرافیا در دوره راهنمایی به دلیل حجم کتاب های درسی است که در این مقطع برای دانش آموزان تدریس می شود. شاید اگر این واقعیت را درنظر داشته باشیم درست همین حجم را در دوره دبیرستان شاهد هستیم و این موضوع تاثیر چندانی روی سیستم آموزشی دانش آموزان ندارد. مگر آنکه برنامه ریزی اجرایی برای آماده ساختن معلمان چندان دقیق نباشد به گونه ای که یک معلم مجبور به آموزش چند درس در یک دوره باشد؛ لذا دلیل چندان خوبی نیست. جز آنکه باید پرسید حجم دروس با آنچه به عنوان محتوای دروس درنظر گرفته شده؛ چه اندازه برنامه ریزی شده و کاربردی است. مسلم است که حذف آموزش جغرافیا برای نوجوانانی که تنها مجبور به حفظ یک سری دروس هستند بی آنکه چیزی از این دامنه محفوظات کاربردی برای دانش آموزان داشته باید و یا پس از پایان امتحانات به یادها بماند. پس مهم نحوه اجرا و سیاست‌گذاری در زمینه آموزش آن است که قطعا به جغرافیا محدود نمی شود؟ و دیگر آنکه تجمیع سه درس جغرافیا؛ تاریخ و علوم اجتماعی چه آسیبی می تواند به هریک از آنها و یا هرسه برساند و در آخر اینکه آیا بهتر نیست به سیستمی فکر کرد که از دامنه محفوظات بکاهد و بر دامنه دروس کاربردی بیفزاید؟ دکتر چوبینه از برنامه ریزان و مولفان کتاب های درسی ابتدا گفت که" این تصمیم یعنی حذف تاریخ و جغرافیا از ادبیات بچه‌ها و گنجاندن آن در کتاب «مطالعات اجتماعی» قرار است از امسال اجرایی می‌شود." در این نشست؛‌ پروفسور محمدحسن گنجی( بنیان گذار سازمان هواشناسی در ایران و دانشمند جهانی سال 2000 در زمینه هواشناسی)، دکتر حسین محمدی (استاد دانشگاه تهران)، دکتر مهدی چوبینه(برنامه ریز و مولف کتب درسی)، دکتر محمدتقی رهنمایی(استاد دانشگاه تهران)،‌ دکترمطیعی لنگرودی (استادجغرافیای دانشگاه تهران)،‌ دکتر احمد پوراحمد (رییس دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران)‌؛ دکتر سیدعلی بدری (رییس موسسه جغرافیای دانشگاه تهران)، علی اکبر محمودیان، علی بابا عسگری و محمدرضا سحاب (اعضاء هیات علمی بخش تحقیقات جغرافیایی موسسه سحاب)‌ حضور داشتند. 

 

دکتر محمدتقی رهنمایی: باید دید چنین تصمیمی چرا گرفته شده و باید کم کاری ها و اشتباهات خودمان را نیز در این عرصه بپذیریم برای این کار کافی است به صفحه اول کتاب جغرافیای سال اول راهنمایی توجه کنیم که در آن سه غلط وجود دارد. یعنی آنچه که هم اکنون توسط معلم این دوره به بچه ها آموزش داده می شود اشکالات فراوان دارد. لذا باید پذیرفت که با گذشت این همه سال؛ تازه از اساتید این فن کمک می طلبند و در تمام این سالها ما استادان این رشته در حاشیه بودیم و هیچ وقت مورد مشورت نبوده ایم.

لذا پیش از آنکه هرگونه موضع گیری در این باره انجام دهیم، باید این اقدام از سوی هر سازمانی باشد را به فال نیک بگیریم. با این حرکت ما از یک خواب سی ساله بیدار شده ایم. لذا نباید واکنش احساسی نشان داد که یعنی جغرافیا فنا شد. مگر جغرافیا در عرض این 30 سال چه به بار آورده است که بابت از دست دادنش احساس رنج بکنیم. محصولاتی که ما از دوره ابتدایی تا دانشگاه ارایه می دهیم چندان قابل توجه نیست. من اولین بار که درس جغرافیای کلاس پنجم خواندم هنوز مطالبش را به یاد دارم. فکر می کنم متدولوژی تالیف کتابهای درسی 60 و70 سال پیش از امروز پیشرفته تر بوده است. به طوری که در ذهن من دانش‌آموز که 50 سال پیش خواندم، هنوز مطالب ایتالیا، پاکستان، اروپا در ذهنم هست. ولی بچه من که تازه فارغ التحصیل شده است، نمی توانند بگوید کویر کجاست؟ موضع‌گیری ما باید از دید واقع‌گرایانه باشد و ایرادها را برطرف کنیم. زیرا این دوستان درست روی تصمیم گیری‌های قبلی انگشت گذاشتند و از هیچکدام از مهارت‌های حرفه‌ای شما استفاده نکردند. مسلما محتوای کتابهای درسی ما با کشورهای دیگر بسیار متفاوت است. آموزش و پرورش به این نتیجه رسیده که آموزش جغرافیا به این شکل اتلاف منابع است که به نظر حق با آموزش و پرورش است. حرف آن‌ها درست است مهم نیست چه کسی این حرف را می‌زند، مهم این است که چه می گوید. جغرافیای مدرسه ای ما دارای سه اشکال است: اشکال محتوایی کتاب است که باید انقلاب در آن صورت بگیرد؛ اشکال شکلی است، در عرض 30 سال گذشته ازنظر ابزار و وسایل بطورکلی آموزش جغرافیا در دنیا دگرگون شده است و اشکال اجرایی. دبیرها را سرزنش نکنیم دبیرهایی که کتابها را درس می‌دهند هنرمند هستند. ما حتی یک ترم هم نمی توانیم این کتابها را درس دهیم. آنقدر بی‌ربط و بی‌محتوا و خسته‌کننده‌اند که به عنوان زاپاس استفاده می شوند. بی دلیل نیست بهترین دانشجویان ما بلافاصله از دانشکده‌های بزرگ خارجی سر در می‌آورند. یک گسستگی در جغرافیا به وجود آمده است. روزی که ما جغرافیا را رها کردیم و سراغ برنامه ریزی دهن پرکن رفتیم نهایتا باید به این بن‌بست می‌رسیدیم . جغرافیا هرجایی برود از درخت کشورشناسی نمی تواند جدا شود. یک بخش تبدیل به یک کشورشناسی با محتوای جدید و قسمت دوم که مربوط به ایران می شود، ایران شناسی واژه موجه‌ای است. جغرافیا را می شود در بسته بندی جدید یاد دهیم.

 

دکتر مهدی چوبینه: در اواخر مهرماه در دانشگاه آزاد اسلامی همایشی تخصصی برگزار شد. در آن همایش؛ من مقاله‌ای داشتم و در‌ حاشیه آن مقاله، به مشکلات موجود در برنامه ریزی کتابهای درسی اشاره کردم. براساس مشکلات موجود، مدرسان مقطع راهنمایی موضوعی را عنوان می کنند مبنی بر اجحاف به آن ها؛ همان ها متقاضی تجدیدنظر در برنامه‌های درسی جغرافیا هستند. البته این بحث؛ جدید نیست. از 16 سال پیش این بحث مطرح بود. برای اینکه به نوعی پاسخ این گروه از معلمان داده شود؛ برنامه‌ای تحت عنوان مطالعات اجتماعی تدارک دیده شد که رویکرد تلفیقی در زمینه آموزش تاریخ، جغرافیا، علوم اجتماعی دارد. یکبار این برنامه تولید شد و اعتبار بخشی آن انجام شد وکتابی نیز تالیف شد، اما در اولین قدم شکست خورد و برنامه را تعطیل کردند. چند سال بعد مجددا همان برنامه مطرح شد و این بار با دورخیزی سنگین برای انجام آن.

به دنبال آن از امسال تولید محتوای آن تحت عنوان «مطالعات اجتماعی» آغاز شده است. رویکرد مطالعات اجتماعی، برنامه ای است نامناسب برای کشورمان و از پیش شکست خورده . ما تا آن‌جا که از دستمان برمی‌آمد دلایل علمی نامناسب بودن این برنامه را در ایران مطرح کردیم. در جلسات کارشناسی نظراتمان را گفتیم و نوشتیم و تمام کسانی که در این زمینه تصمیم گیرنده بودند نظرات ما و گروه جغرافیا را می‌دانند. اما گویا تصمیم از دست ما خارج است. متاسفانه کسانی برای آموزش جغرافیای این مملکت تصمیم می گیرند که نه جغرافیا می‌دانند و نه با برنامه ریزی درسی و تبعات آن آشنا هستند. اما مشکلاتی که در نتیجه این تصمیم به وجود می آید آنقدر جدی است که وظیفه خود می دانم عواقب آن را به اطلاع دوستان برسانم. این موضوع را در جلساتی که با حضور مدرسان دانشگاه تشکیل می‌شود؛ چندبار مطرح کردم. ولی به نظرم آمد دوستان در دانشگاه گرفتاری‌های زیادی دارند و وقت برای فکر کردن به مسائل اساسی‌تر‌ مثل آموزش جغرافیا قبل از دانشگاه برایشان مسیر نیست .

این جلسه نیز ظاهرا به این منظور تشکیل شده است تا از یکسو از تجارب و تخصص اساتید این حوزه بهره مند شویم و دیگر آنکه اتمام حجت کرده باشیم و مدیون جامعه جغرافیدان این مملکت نباشیم که بگویند شما مولف کتابهای درس بودید اما هیچ دفاعی از حوزه تخصصی جغرافیا نکردید. به همین منظور در جلسات مختلفی که دوستان تصمیم‌گیرنده حضور داشتند؛ یک کار پژوهشی درباره آموزش جغرافیا در برخی کشورها را مطرح کردیم. درآن مطالعه 24 کشور را بررسی کردم تا ببینم چگونه جغرافیا را درس می دهند. آیا آن‌ها همان کاری را می‌کنند که ما انجام می دهیم؟ از میان 24 کشور بررسی شده؛ بیش از نیمی از این کشور ها، جغرافیا را به صورت یک درس مستقل و مثل ما درس می دادند ،یعنی 54 درصد (بحرین، قبرس، دانمارک، اندونزی، ایرلند، عمان، مصر، امارات متحده، فرانسه، عربستان و ترکیه) درس مستقل جغرافیا دارند. 13 درصد به شکل علوم اجتماعی درس می‌دهند و 8 درصد رویکرد تلفیقی دارند مثلا جغرافیا را با زیست شناسی تدریس می کنند. 2 کشور تجمیع کردند و مانند دوران ابتدایی ما؛ تاریخ، جغرافیا و اجتماعی را در یک کتاب عرضه می‌کنند و فقط یک کشور جغرافیا درس نمی دهد. مثلا مشاهدات زیست ‌محیطی را به‌گونه‌ای طراحی می‌کنند که بار جغرافیایی را برساند مثل بلژیک.

تصمیم‌گیرندگان بر تغییر شیوه ارائه درس جغرافیا؛‌ دلایل علمی برای رد دیدگاه های ما ارایه نمی دهند بلکه دلایل آنها؛ اجرایی است. کسی نتوانسته در این 50 سال که جغرافیا تدریس می‌شد نقص علمی از آن بگیرد یک مشکل اجرایی سبب شده که فشار بر برنامه درسی وارد شود مشکل هم این است که معلمان دوره راهنمایی ادعا می کنند به ما احجاف می‌شود و می‌گویند ما همان حقوقی را می‌گیریم که معلم علوم و زبان می‌گیرد، اما باید سه برابر کار کنیم. برای اینکه یک مشکل اجرایی را حل کنند در واقع یک راه حل برنامه‌ای پیش‌رو گذاشتند گویا مظلوم ترین علوم؛ همین تاریخ و جغرافیا واجتماعی است و به نظر می‌آید هرکس هرکاری که بخواهد می‌تواند بکند.

ادعای ما این است که یکی از مهم ترین چالش هایی که با آن روبه رو هستیم؛ بحران هویت است. اتفاقا تقارن موضوع هویت یابی در نظام آموزشی در دوره راهنمایی اتفاق می‌افتد. پس درکل چند مساله به هم نزدیک می‌شود: نظام آموزشی با مطالباتی مواجه است و در اجرا کاستی هایی وجود دارد. شاید اگر در دوره متوسطه و ابتدایی این اتفاق می‌افتاد خیلی بد نبود. ما هم که کاربرنامه‌ریزی درسی را به عهده داریم تلفیق‌ این علوم در دوره ابتدایی را خالی از اشکال می دانیم و معتقدیم در آن دوران سنی تحمل این رویکرد برای بچه‌ها ساده تر است اما وقتی به دوره راهنمایی می‌رسد مشکل بیشتر می‌شود. یک پژوهش در آموزش و پرورش نیز اخیرا انجام شده که میزان آموزش پذیری و انطباق با تغییرات را در دوره‌های مختلف تحصیلی از نظر معلمان بررسی کرده است. آموزش پذیرترین معلمان؛ معلمان زن دوران ابتدایی هستند بعد معلمان مرد همین دوره. بعد معلمان زن دوران متوسطه و معلمان مرد دوران متوسطه و بعد معلمان زن و مرد دوره راهنمایی. یعنی آموزش ناپذیرترین معلمان ما اتفاقا معترض به برنامه آموزشی هستند و همان ها می خواهند تأثیری چنین در برنامه‌های دوره درسی راهنمایی بگذارند. باز تحقیق دیگری نشان می دهد؛ اغلب کشورهایی که رویکرد مطالعات اجتماعی در این دروس دارند؛ کشورهایی هستند که یا سابقه تاریخی ندارند یا استعمارگر بودند و یا مستعمره بودند. لذا استقلال سیاسی این کشورها هم قابل تامل است.

بسیاری از کشورها به جز کشور ما که رویکرد مطالعات اجتماعی را در دستور کار خود قرار داده بعد از چند سال مجبور شدند، برگردند به رویکرد دیسیپلینی که وجود دارد. در حال حاضر در خیلی از مناطق دنیا؛ کسانی که از هویت ملی و دینی خودشان دفاع نکرده‌اند گرفتاریهای دارند که نتایجش هویدا است. بحث مهاجرتها و ورزشکارانی که تبعه کشورهای دیگر می‌شوند، بازتاب همین عدم شناخت هویت است.

تصمیم‌گیرندگان بعد از اینکه اصرار ما را دیدند کمی تخفیف قائل شدند و گفتند هر دو رویکرد را اعمال می‌کنیم و مخاطب انتخاب کند. مخاطب کیست؟ درحالی که نظام آموزشی ما یک نظام آموزشی متمرکز است. نظام آموزشی متمرکز حق انتخاب را برای دانش‌آموزان نمی گذارد، بلکه معلم انتخاب می کند و معلم هم منافع صنفی‌اش را در نظر می‌گیرد و عموما بدون درنظر گرفتن منافع علمی آن را انتخاب می کند. و الان بحث این هست که برای سال آینده رویکرد تجمیع را هم اضافه کنیم.

مقاله دیگری هم استاندارد‌های درس مطالعات اجتماعی را مطرح کرده است و در آن هم مطرح شده که به دلیل سابقه تمدنی، ‌سابقه تاریخی، تنوع جغرافیایی و وجود قومیت‌ها امکان اینکه به وسیله مطالعات اجتماعی بتوان به همه این‌ها پاسخ گفت؛ میسر نیست.

اما باید نکته دیگری را نیز اضافه کنم که؛ یکی از دلایل شکست مرحله قبلی مطالعات اجتماعی این بود که باید از سال سوم ابتدایی کار شروع می‌شد و کتاب سال سوم فعلی با ویژگی هایی که دارد کمتر فرصتی را برای جایگزینی برنامه مطالعات اجتماعی فراهم می کند.

 

دکتر مطیعی لنگرودی: در آموزش و پرورش؛ شورا خیلی معنا ندارد. مسوول کتابهای درس و پژوهشی بررسی می‌کند. اجتماع‌گرایی درواقع ایده مدیران قبلی سازمان پژوهش بوده است و نه آموزش و پرورش و ما در یک سال 3 کتاب را از دروس آموزش حذف کردیم این کتابی که آقای دکتر اشاره کردند؛ کتابی است که در یک روز می توان تمامش کرد در واقع هدف خاصی را دنبال نمی‌کند و انتظاری هم نداریم. بحث ایشان بیشتر ایدئولوژی و زندگی ایرانی‌هاست اما ایدئولوژی کجا می‌رود، من نگران میراث فرهنگی‌مان هستم. در دانشگاه خیلی راحت بحران‌های فرهنگی را شاهد هستیم. نکته‌ای که در دوره راهنمایی است و معلمان هم حق دارند زیرا سنگین ترین برنامه آموزشی را این معلمان دارند. دوره سنگینی است 14 عنوان کتاب درسی که در واقع کسل‌کننده است و نمی شود ظلم را در حق جغرافیا کرد. ما قبلا پیشنهاد دادیم یک سال تاریخ یک سال جغرافیا و یک سال علوم اجتماعی اجرا ‌شود. بدترین وضعیت را در آموزش دوره راهنمایی در ایران شاهد هستیم 14 عنوان کتاب را می خواهند در مغز بچه‌ جای دهند که نمی‌شود. اعتقاد من این است که باید انجمن‌ جغرافیدانان در ایران پا به این عرصه بگذارد و برنامه‌ریزی در زمینه کتابهای درسی را یاری کند. 

 

پروفسور گنجی: ما باید بیشتر از همه روی ضرورت آموزش جغرافیا در برنامه‌ها پافشاری کنیم که در علوم اجتماعی مستهلک نشود. برای اینکه علوم اجتماعی دامنه وسیعی دارد و مجالی که جغرافیا حالت استقلال برای دانش آموز فراهم ‌کند را از دست می گیرد. دانشگاه هنوز هم با آموزش و پرورش توافقی ندارد درصورتیکه باید آموزش و پرورش به گونه‌ای عمل کند که آنچه دانشگاه طلب می کند را جذب کنند. 

 

دکتر چوبینه: آرشیو ما خالی است از کارهایی پژوهشی که برای جغرافیا در دوره‌های قبل صورت گرفته است. آنچه باقی مانده در حافظه چند نفری است که سالهاست کار می کنند. در دوره راهنمایی هم اشاره شد که تعدد دروس وجود دارد. یکی از آفت‌های دوره راهنمایی همین است و آمار نگران کننده ای از افت تحصیلی در دوران راهنمایی را شاهد هستیم و یکی از دلایلی که سیاست‌گذاران آموزشی اصرار بر تعدد درس ها دارند، این است که فکر می‌کنند باید در این مقطع چیزهای زیادی به کودک یاد داد. زیرا دیگر مجالی ممکن است پیدا نشود. واقعیت این است که اگر می‌خواهیم تحول ایجاد کنیم و جواب معلمها را بدهیم نباید برویم سراغ چند درس مظلوم و آن‌ها را تضعیف کنیم و آینده و هویت دینی و ملی خود را به خطر بیندازیم. بلکه باید بیاییم در ساختار نظام آموزشی تجددنظر بکنیم. همین دلایل باعث شده که پس از 90 سال ما دارای سند آموزشی بشویم. 

 

دکتر احمد پوراحمد:‌ موضوع ما این نیست که باید جغرافیا باشد یا نباشد. همه ما اعتقاد داریم که باید جغرافیا وجود داشته باشد و به عنوان یک درس مستقل از ابتدا تا مقطع پیش دانشگاهی تدریس شود. موضوع این است که شما که در درون کار هستید و این بحث‌ها را انجام داده‌اید بگویید چه باید کرد؟ بدیهی است که گروههای دیگر در تقابل با شما مسائلی را مطرح می کنند تا به این واسطه به نتیجه برسند. بهتر آن است که به صورت قطعنامه؛ جغرافیدانان ایران در سطح دانشگاه‌های تهران این نتایج را به آموزش و پرورش منعکس کنند. مسلم است که یک جمع کارشناسی کوچک به نتیجه ای نمی رسد. اگر بخواهیم سیستم معتبری باشد؛ بهتر است برنامه ریزی کرد که جغرافیدانان شهرستان ها هم مدعی شوند و حتی به گوش مجلس هم برسد و تنها به آموزش و پرورش بسنده نکرد. یعنی با یک برخورد قوی‌تر با موضوع روبرو شود و توضیح داده شود که کار به صورت کاملا غیرکارشناسی و تنها به خاطر نارضایتی برخی از معلمان صورت گرفته است. ما هم به همین خاطر این‌جا جمع شده‌ایم تا همفکری کنیم و بتوانیم همایشی یا سمیناری تشکیل دهیم و پیگیری کنیم.

 

مهندس سحاب: برای چنین تصمیم بزرگی و برای رسیدن به یک اشتراک نظر درست باید دید اول در کجا واقع شده‌ایم. باید بحث های علمی داشت و باید به سمینارها و همایش های مختلف رسید. طبیعی است که بحث حذف یک درس درمیان نیست، بلکه بهینه سازی آن هم مدنظر است. باید به دنبال راه حل درست بود که این امر هم با بررسی همه جانبه و همفکری اساتید محترم دانشگاه ها و دیگر دست اندرکاران و متخصصین امکان پذیر است. ما در موسسه جغرافیائی سحاب این آمادگی را داریم که پیگیر بحث های کارشناسی در این حوزه باشیم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 17:35
کتاب جغرافیا از نظام آموزشی حذف شد
درس استان‌شناسی به جای جغرافیا در مقاطع تحصیلی جایگزین می شود.
مهر: مدیر کل برنامه‌ریزی‌ و تالیف کتب درسی با اشاره به ورود 19 کتاب جدیدالتالیف به نظام آموزشی کشور،از حذف کتاب جغرافیا در میان کتب درسی خبر داد و گفت: درس استان‌شناسی به جای جغرافیا در مقاطع تحصیلی جایگزین می شود.

 حجت‌الاسلام والمسلمین علی ذوعلم ظهر روز یکشنبه در نشست خبری با تشریح آخرین تغییرات در کتب درسی افزود: امسال تالیف کتاب استان‌شناسی در پنج استان تهران، فارس، اصفهان، گیلان، قم و کردستان به طور آزمایشی و با پیگیری خود استان‌ها و مشارکت دستگاه‌های فرهنگی آغاز شده است.

ذوعلم با اعلام آخرین تغییرات انجام شده در کتب درسی، گفت: بیش از 250 عنوان کتاب در مقاطع تحصیلی مختلف تالیف شده است.


وی با بیان اینکه از این تعداد 13 عنوان کتاب برای مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه هستند، گفت: این کتب در سال تحصیلی آینده مورد بهره‌برداری قرار خواهد گرفت که البته تعدادی از آنها به اجرای آزمایشی در خواهند آمد.


مدیر کل برنامه‌ریزی‌ و تالیف کتب درسی ادامه داد: همچنین دو کتاب جدید‌التالیف که شامل قرآن پایه‌های سوم و چهارم ابتدایی و علوم پایه اول با توجه به مصوبه جلسه هیات وزیران با نام جدید «علوم بهداشت» در سال آینده مورد بهره برداری قرار می گیرد.


وی از تالیف هفت کتاب جدید التالیف در دوره راهنمایی خبر داد و گفت: فارسی اول و دوم راهنمایی، تعلیم و تربیت اول راهنمایی، آمادگی دفاعی دختران سوم راهنمایی، فارسی سوم راهنمایی، دینی دوم راهنمایی و زبان انگلیسی اول راهنمایی از این کتابها هستند. 


ذوعلم گفت: در دوره متوسطه نیز از مهر ماه امسال، سه کتاب جدید تالیف ریاضی دوم متوسطه، منطق سال سوم علوم انسانی و جامعه‌شناسی پایه دوم علوم انسانی آماده ارائه به دانش‌آموزان خواهد بود.


وی اظهار کرد: همچنین در رشته علوم و معارف اسلامی، هفت عنوان کتاب جدید تخصصی این رشته برای سال تحصیلی 89 ارائه خواهد شد.


مدیر کل برنامه‌ریزی‌ و تالیف کتب درسی، همچنین به اعمال برخی تغییرات و اصلاحات جزئی در کتب درسی اشاره کرد و گفت:  در این قالب کتاب «بخوانیم و بنویسیم» پنج پایه ابتدایی امسال از نظر خط و تصویر اصلاح شده، زیرا انتقادات بسیاری در مورد تصاویر این کتابها وجود داشت و این در حالیست که در پایه‌های ابتدایی تصویر کتاب بخشی از محتوای خود کتاب است.


وی از اعمال تغییرات کلی در کتاب مبانی علم رایانه در مقطع متوسطه با توجه به تغییرات علم رایانه‌ و نرم‌افزار نیز خبر داد و خاطر نشان کرد: در کتاب ریاضی اول متوسطه که در سال تحصیلی 87 ـ 88 به عنوان کتاب جدیدالتالیف نیز ارائه شد، با توجه به اظهارنظرهای معلمان تغییراتی حاصل شده است.


ذوعلم از جایگزین درس استان‌شناسی به جای جغرافیا در مقاطع تحصیلی نیز خبر داد و گفت: امسال تالیف کتاب استان‌شناسی در پنج استان تهران، فارس، اصفهان، گیلان، قم و کردستان به طور آزمایشی و با پیگیری خود استانها و مشارکت دستگاههای فرهنگی آغاز شده است.


برنامه درس ملی از سل تحصیلی 94-93 اجرا می شود


مدیرکل برنامه‌ریزی‌ و تالیف کتب درسی، از ارائه نگاشت و ویراست سوم سند برنامه درسی ملی به شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در آینده نزدیک که ویراست دوم آن در قالب 66 ضمیمه و هشت فصل در اسفند ماه سال گذشته ارائه شد، خبر داد و گفت: برنامه درسی ملی در سریع‌ترین حالت، از سال تحصیلی 94 ـ 93 اجرایی خواهد شد. 


ذوعلم ادامه داد:  در برنامه درسی ملی دیگر خبری از هم گسیختگی کتابها و موضوعات نخواهد بود و تمام محتویات آموزشی در مبانی قالب جدید نوسازی خواهد شد.


وی تصریح کرد: بر این اساس، تا امروز بیش از 40 مورد تغییرات قابل توجه در برنامه درسی ملی در بخش اهداف، مبانی، عناوین درسی و نحوه ارائه دروس به دانش‌آموزان صورت گرفته و بعد از ارائه پیشنهادهای لازم برای تغییرات در سند، آموزش و پرورش سه سال برای اجرایی شدن فاز اول این طرح در حوزه ستادی زمان خواهد داشت.


مدیرکل برنامه‌ریزی و تالیف کتب درسی همچنین گفت: در صورت تصویب سند برنامه درسی ملی در سال جاری، این سند در سال 1391 به صورت آزمایشی در ابتدایی و در سال 1393 در مقاطع راهنمایی و متوسطه اجرایی خواهد شد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 16:18

جدول عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری

بهار ۱۳۸۸ 

ردیف

 

استان

 

مساحت

 

تاسیس

 

 

تعدادواحدها

شهرستان

بخش

دهستان

شهر

1

آذربایجان شرقی

45650

1316

19

42

141

58

2

اذربایجان غربی

37411

1316

17

40

113

38

3

اردبیل

17800

1372

9

25

66

23

4

اصفهان

107029

1316

22

45

125

96

5

ایلام

20133

1353

8

20

40

21

6

بوشهر

22743

1352

9

22

43

30

7

تهران

18814

1357

13

35

80

56

8

چهارمحال وبختیاری

16332

1352

7

18

39

27

9

خراسان شمالی

28434

1383

7

17

42

17

10

خراسان جنوبی

85290

1383

8

19

49

23

11

خراسان رضوی

128949

1316

25

67

160

71

12

خوزستان

64055

1316

23

52

127

55

13

زنجان

21773

1352

7

16

46

18

14

سمنان

97491

1355

5

13

29

17

15

سیستان وبلوچستان

181785

1336

14

40

102

37

16

فارس

122608

1316

26

76

197

79

17

قزوین

15567

1376

5

19

46

25

18

قم

11526

1375

1

5

9

6

19

کردستان

29137

1337

10

27

84

24

20

کرمان

180726

1316

17

46

143

60

21

کرمانشاه

24998

1316

14

30

85

29

22

کهگیلویه وبویراحمد

15504

1355

5

16

41

16

23

گلستان

20367

1376

12

23

53

25

24

گیلان

14042

1316

16

43

109

49

25

لرستان

28294

1352

10

27

84

23

26

مازندران

23842

1316

17

45

115

52

27

مرکزی

29127

1326

11

20

62

29

28

هرمزگان

70697

1346

13

36

83

28

29

همدان

19368

1352

8

23

72

27

30

یزد

129285

1352

10

20

51

24

 

جمع کل

1628777

 

368

929

2438

1083

 

 منبع : سایت وزارت کشور

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 16:00

استفاده گسترده از GIS درقطر 

منبع : 2007/10/11-GIM Intemational

تنظیم  قطر بر روی نقشه

قطر اولین کشور در جهان است که اقدام به ایجاد GIS در سطح ملی نموده است. مرکز GIS قطر را کابینه دولت قطر در سال 1990 ایجاد کرد. گزارش عملکرد این مرکز بطور مستقیم در اختیار بخش قانونگذاری حکومت ملی قرار می‌گیرد. نخستین گام‌های برداشته شده برای آشنا سازی ذهن مسؤلین در مورد اجرای GIS در قطر مدیون «شیخ احمدبن محمد آل ثانی» وزیر پیشین کشاورزی و شهرسازی و ریاست بخش اجرایی دولت قطر می‌باشد. در مقام یک مهندس وی تشخیص این واقعیت را به عهده داشت که امکانات بالقوه این فن‌آوری موجب انقلاب در سطح مدیریت اطلاعات و استفاده بهینه از امکانات برای مدل‌سازی و تجزیه و تحلیل داده‌ها در سطح ملی می‌شود. مناطق شهری کشور قطر در سال 1993 با مقیاس 000/4: 1 مجدداً عکس‌برداری شد. اعضای CGIS با استفاده از داده‌های جدید سعی بر ایجاد مدلهای ارتفاعی رقومی با دقتی در حدود 10 سانتی‌متر نمودند. عکسهای قائم رقومی، حاوی پیکسلهایی به ابعاد 10 سانتی‌متر، از کلیه مناطق مسکونی با سطح تراکمی بیش از 600- 500 نفر در هر کیلومتر مربع تهیه و استفاده شده است. در سال 1995 کل کشور مجدداً با مقیاس 000/30: 1 و 000/54: 1 عکس‌برداری شد. اعضای  CGISاین مرتبه مدلهای ارتفاعی رقومی با دقت 1 متر تهیه نمودند و بعد از آن عکسهای قائم رقومی با پیکسلهای 1 متری برای کل قطر ایجاد کردند. شبکه فیبر نوری شبکه GIS سیستم اطلاعات جغرافیایی قطر امکان تسریع مبادله اطلاعات را میان سازمانهای مختلف فراهم می‌کند. شبکه مذکور از فیبرها در توزیع اطلاعات به شرکتهای تحت قرارداد CGIS استفاده می‌نماید. چهارچوب اصی این شبکه مجموعه‌ای از چندین شبکه کوچکتر اترنت و یا شبکه‌های حلقه‌ای می‌باشد. CGIS با استفاده از یک مرکز gigaswitch با بیش از 3 گیگابایت پهنای باند امکان برقراری بیش از 67000 ارتباط را در ثانیه فراهم می‌سازد. این واقعیت بدان معنی است که در هر ثانیه فایل‌های تصاویر رقومی، که بطور معمول ابعاد 50 مگابایتی دارند، قابل ارسال یا نمایش می‌باشند. در عین حال نرم‌افزارهای پیچیده گرافیکی و استری باعث می‌شود چنین فایلهایی تنها در عرض چند دقیقه ترسیم شوند. تا قبل از نصب شبکه GIS در سال 1994 و بدون استفاده از نرم‌افزارهای واستری زمان لازم برای ترسیم فایلها تصاویر رقومی در CGIS بین 5 تا 10 ساعت بود. شبکه GIS به مشترکین خود این امکان را می‌دهد تا به کلیه داده‌های عمومی مورد نیاز خود دسترسی سریع داشته باشند. تصمیم‌گیری در مورد نحوه دستیابی به اطلاعات GIS در شبکه بستگی به نظر مشترک و شرکت فراهم‌کننده اطلاعات دارد. نرم‌افزارهای استاندارد انتخاب شده برای GIS قطــر شــامل محصــولات شرکت ESRI از قبیل Arc/Info ، Arcview، map object همراه با پایگاه اطلاعات رابطه‌ای oracle می‌باشد و قطعات سخت‌افزاری موجود برگرفته از شرکتهای تولیدکننده مختلف است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 12 فروردین ماه سال 1388 ساعت 10:53

اگر چه باروری و مرگ و میر میزان رشد جمعیت (رشد طبیعی) را تعیین می‌کنند، اما اندازه جمعیت به جابه‌جایی جمعیت نیز (فرآیندی که از طریق آن مردم، مناطق جغرافیایی مشخص را ترک کرده یا به آن وارد می‌شوند) وابسته است. ‌

مهاجرت به عنوان یک واقعه تاثیرگذار بر رشد و تغییر جمعیت، تنها به خاطر ابعاد فضایی و زمانی که بر آن تاثیر می‌گذارند، مورد توجه قرار نمی‌گیرد. مهاجرت همچنین انعکاس تغییراتی است که در تار و پود جامعه‌ای که مردم بدان تعلق دارند، اتفاق می‌افتد (تغییرات در فرهنگ، شرایط اقتصادی و اجتماعی و ساخت‌های سیاسی). از این رو، مهاجرت باید نه تنها به عنوان یک پدیده (واقعه یا موقعیتی که در خور یک مطالعه علمی است)، بلکه به عنوان یک فرا پدیده (واقعه‌ای که اتفاق آن به علت بستر و موقعیتی است که مردم در آن زندگی می‌کنند) توصیف شود. ‌

مهاجرت پدیده خاصی است که به اشکال مختلفی، جنس و گروه‌های سنی، پیروان مذاهب، اقلیت‌های قومی و دارندگان تخصص، ثروت و مهارت را تحت تاثیر قرار می‌دهد و در مواردی نیز به شکل عام و همگانی ظاهر می‌شود و به همین دلیل آثار و پیامدهای متعدد و گوناگونی را برجای می‌گذارد.‌



تعاریف و مفاهیم‌

تاکنون تعاریف مختلفی از مهاجرت ارائه شده است و هرکدام از اندیشمندان از دیدگاه خاصی به موضوع نگریسته‌اند. البته با وجود تفاوت، وجه اشتراک زیادی بین این تعاریف وجود دارد که این اشتراک‌ها نقطه شروع تحقیقات جمعیتی تلقی می‌شوند. از جمله تعاریف جامع مهاجرت می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

مهاجرت شکلی از تحرک جغرافیایی یا مکانی جمعیت است که بین دو واحد جغرافیایی انجام می‌گیرد. این تحرک باید به تغییر محل اقامت معمولی‌ فرد از مبدا یا محل اقامت قبل از مهاجرت وی، به مقصد یا محل اقامت جدید بینجامد. ‌

به نظر برخی مهاجرت نوعی انتخاب است که از طرف مهاجر انجام می‌گیرد. رولا‌ن پرسا جمعیت‌شناس فرانسوی مهاجرت را حرکات افراد یا گروه‌ها می‌داند که تغییر طولا‌نی محل اقامت معمولی فرد را به دنبال دارد. به نظر وی در تحلیل حرکات جمعیتی سه نکته باید مد نظر قرار گیرد.

الف‌- دایمی یا طولا‌نی بودن مدت اقامت در محل جدید. ‌

ب‌- وجود فاصله مکانی بین دو محل. ‌

ج‌- وجود فاصله زمانی و زمان انجام مهاجرت.‌

در تعریف دیگری، مهاجرت به هرگونه تغییر همیشگی محل اقامت گفته می‌شود و شامل رهاکردن فعالیت‌های سازمان‌یافته در یک محل و انتقال دایره فعالیت‌ها به محل دیگر است. بنابراین مهم‌ترین جنبه مهاجرت جابه‌جایی است اما هر جابه‌جایی مهاجرت تلقی نمی‌شود. به برخی جابه‌جایی‌ها که محل سکونت برای همیشه تغییر نکرده است مهاجرت گفته نمی‌شود. همچنین امکان دارد محل سکونت فرد تغییر کند اما نیازی به تغییر دایره فعالیت نباشد (به دلیل نزدیکی محل)، در این‌صورت فرد نقل مکان کرده است نه مهاجرت. همه مهاجران نقل مکان می‌کنند اما همه نقل مکان کنندگان مهاجر نیستند.‌



مهاجرت‌های بین‌المللی و داخلی ‌

این تقسیم‌بندی با ملا‌ک قرار دادن مرز بین کشورها و سرزمین‌ها انجام می‌گیرد. اگر فردی از کشوری به کشور دیگر مهاجرت کند، این نوع مهاجرت، مهاجرت بین‌المللی به شمار می‌آید، برون کوچ از نظر مبدا و درون کوچ از نظر مقصد. تمایز بین مهاجرت درون‌کشوری و میان‌کشوری از آن رو اهمیت دارد که مهاجرت‌های میان‌کشوری بسیار مشکل‌تر انجام می‌شود و در نتیجه، به انگیزه‌های بسیار قوی‌تر نیاز دارد. افزون بر این، تاثیرهای فرهنگی مهاجرت میان -‌ کشوری، به طور معمول بیشتر از درون‌کشوری است و با احتمال قوی‌تر، شامل تغییر زبان، آداب و رسوم، سیاست‌ها و به طور کلی، تغییر شیوه زندگی و جهان‌بینی می‌شود. سازمان ملل متحد مهاجر‌های بین‌المللی را چنین تعریف می‌کند: مهاجر بین‌المللی به افرادی اطلا‌ق می‌شود که طی یک سال وارد یک کشور می‌شوند و مدت اقامتشان در آن کشور بیش از یک سال است. مهاجران بین‌المللی را می‌توان به مهاجران قانونی، مهاجران غیرقانونی، پناهندگان و پناه‌جویان تقسیم‌بندی کرد. مهاجرت بین‌المللی بعضی اوقات آزاد است اما به طور معمول فرد یا باید شرایط سخت ورود به کشور را دارا باشد یا تقاضای پناهندگی کند یا به‌طور غیرقانونی وارد شود. در مقابل ممکن است فردی محل اقامت معمولی خود را در داخل یک کشور یا سرزمین معینی تغییر دهد و در محل جدیدی مستقر شود که در چارچوب مقررات و تقسیمات سرزمینی آن کشور، مهاجرت تلقی شود. این نوع مرزها را مرز تقسیم‌بندی‌های داخلی یک سرزمین یا کشور می‌گویند و جابه‌جایی انجام گرفته مهاجرت داخلی نامیده می‌شود. مهاجرت داخلی به طور معمول آزاد است، بدین معنا که مردم حق انتخاب دارند. به طور کلی می‌توان گفت که مهاجرت داخلی بیشتر تحت تاثیر ویژگی‌های فردی مردم قرار دارد درحالی‌که مهاجرت بین‌المللی بیشتر از فضای اجتماعی، سیاسی و موقعیت‌های فراهم آمده تاثیر می‌پذیرد. بنابراین اهداف مهاجران داخلی نیز متفاوت از مهاجران بین‌المللی خواهد بود.‌

مهاجرت‌های داخلی خود به انواع مختلفی از قبیل مهاجرت‌های شهر به شهر، روستا به شهر، روستا به روستا، شهر به روستا، بین‌استانی، داخل استانی و... قابل تقسیم ‌هستند که هر کدام از منظر خاصی به موضوع مهاجرت می‌پردازند. ‌



دیدگاه‌ها

به دلیل بین رشته‌ای بودن مقوله مهاجرت در علوم انسانی، اجتماعی و اقتصادی، آرا و نظریه‌های مهاجرتی در قالب دیدگاه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و سیستمی مطرح شده‌اند که خلا‌صه ای در مورد این نگرش‌ها ارائه می‌شود.‌



دیدگاه اقتصادی‌

این دیدگاه مهاجرت‌ها را سازوکاری برای باز توزیع نیروی کار به حساب می‌آورد. از صاحب‌نظران عمده این نگرش می‌توان از ‌آدام اسمیت و اقتصاددانان کلا‌سیک نام برد که مهاجران کارگر را نیز تابع قانون عرضه و تقاضای اقتصادی می‌دانستند. این نظریه به تدریج تکامل یافت و به نظریه اقتصاد جدید مهاجرت رسید که در آن اصول و قوانین مشخصی برای مهاجرت‌ها مطرح شد و سپس در برخورد آرا و عقاید به نگرش‌های سیستمی گرایش یافت.‌



دیدگاه اجتماعی‌

این دیدگاه عامل اقتصاد را عامل منحصر به فرد برانگیزاننده مهاجرت‌ها نمی‌داند و علا‌وه بر عوامل ارادی، انگیزه‌هایی مانند تشکیل خانوار و الحاق به آن، تحصیل، تحمل یا عدم تحمل شرایط زیستی، تمایل به زندگی در نقاط خاص، عوامل قومی، نژادی و فرهنگی را نیز نادیده نمی‌گیرد.‌



دیدگاه سیاسی‌

نگرش‌های سیاسی تبیین مهاجرت در وهله اول به قوانین و مقرراتی برمی‌گردد که به‌طور معمول به صورت یک طرفه از سوی کشورهای مهاجرپذیر به کشورهای مهاجرفرست تحمیل می‌شود و پیامدهای این امور نیز در مواردی مهاجرت‌های خاصی را برمی‌انگیزد که حداقل در آغاز به دور از انگیزه‌های اقتصادی است و حتی در مواردی در مقابل آن قرار می‌گیرد.‌



دیدگاه سیستمی‌

دیدگاه سیستمی بر نگرش جامع به مساله مهاجرت‌ها تاکید دارد و نگرش‌های تک بعدی را برای شناخت، درک و تحلیل مهاجرت‌ها کافی نمی‌داند. از منظر این دیدگاه ارتباط تاریخی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به صورت تنها و جدا از هم بر مهاجرت تاثیر نمی‌گذارند، بلکه به عنوان مجموعه‌های تفکیک‌ناپذیر بستر لا‌زم را برای مبادلا‌ت مهاجرتی فراهم می‌کنند و آن را تداوم می‌بخشند.‌



پیامدها

گرچه پیامدهای مهاجرت‌ها را باید بسته به نوع مهاجرت تشریح و تحلیل کرد اما می‌توان فارغ از انواع مهاجرت‌ها، پیامدهای کلی و مشترک آنها را برشمرد. ‌

برخی از پیامدهای عمومی مهاجرت‌ها عبارت‌اند از: ‌



افزایش یا کاهش جمعیت:

مهاجرت‌ها به هرشکلی که جریان یابند باعث افزایش جمعیت نقاط مهاجرپذیر و کاهش جمعیت نقاط مهاجرفرست می‌شوند. این تغییر تعداد جمعیت می‌تواند به صورت تند و سریع در یک دوره کوتاه‌مدت پیش آید یا آنکه به صورتی مستمر و طولا‌نی که وجه غالب مهاجرت‌ها هستند، جریان یابد (مانند مهاجرت‌های روستا شهری، مهاجرت از اقصی نقاط به شهرهای بزرگ و به ویژه مراکز کشورهای در حال توسعه، مهاجرت از مستعمرات به کشورهای استعمارگر و....)

مهاجرت‌های شدید و کوتاه‌مدت در پی حوادث طبیعی، سیاسی و نظایر آن پیش می‌آید و پس از مدتی فروکش می‌کند. این مهاجرت‌ها می‌توانند پس از گذراندن دوران اوج خود به مهاجرت‌های کند و طولا‌نی تبدیل شوند.‌



تغییر ترکیب جمعیت:

این تغییر به طور عمده به دو صورت تغییر در ترکیب جنسی و تغییر در ترکیب سنی خودنمایی می‌کند و تغییر در ترکیب قومیت‌ها و ویژگی‌های اقتصادی و اجتماعی را نیز به دنبال می‌آورد. در مواردی که مهاجرت‌ها به شکل خانواری انجام می‌گیرد، تاثیر چندانی بر ترکیب جنسی و سنی جمعیت باقی نمی‌گذارد. مگر آنکه ساختار جمعیتی مبدا مهاجرتی، تفاوت‌های بارزی با ساختار جمعیتی مقصد مهاجرتی داشته باشد اما در بسیاری از موارد نسبت مردان در بین مهاجران بیش از زنان است. در این حالت مهاجرت باعث افزایش نسبت جنسی جمعیت در منطقه مهاجرپذیر و کاهش آن در منطقه مهاجرفرست می‌شود. ‌

تسریع رشد جمعیت شهری و کاهش رشد جمعیت روستایی: مهاجرت‌ها یکی از عوامل برانگیزاننده رشد جمعیت شهری بوده و مهاجران اغلب به قصد استقرار در نقاط شهری به ویژه شهرهای بزرگ به این اقدام دست می‌زنند. شواهد نشان می‌دهد که اثر مهاجرت در افزایش جمعیت شهری در کل منطقه اسکاپ و نواحی آسیای شرقی و آسیای جنوب شرقی بیش از اثر رشد طبیعی جمعیت است.‌

پیامدهای اقتصادی : از عمده‌ترین پیامدهای اقتصادی مهاجرت‌ها، تفاوت دستمزدها و شرایط کاری مهاجران با کارگران بومی ‌است که نوعی دوگانگی در بازار کار را به وجود می‌آورد. در برخی از کشورها امکان کار و فعالیت برای همه مهاجران یکسان نیست و این تفاوت با گذر زمان ‌رو به کاهش می‌گذارد. همچنین مهاجرت‌ها نقش مهمی در انتقال سرمایه‌و تجارب به کشورهای مهاجرفرست بازی می‌کنند. ‌

پیامد‌های اجتماعی و فرهنگی : یکی از پیامدهای عمده مهاجرتی، آشنایی مردم با فرهنگ و تمدن‌های مختلف است. نقش مهاجرت در تداخل فرهنگ‌ها و پویایی فرهنگی جوامع در طول تاریخ بشر ذهن بسیاری از متفکران و صاحب‌نظران را به خود مشغول داشته و تحقیقات فراوانی در این زمینه صورت گرفته است. از نقطه نظر فرهنگی، نکته مورد اهمیت در تمام مهاجرت‌ها، یکسان بودن فرهنگ مبد‌ا و مقصد است. چنانچه تفاوت‌های فرهنگی میان مبدا و مقصد مهاجرت وجود داشته باشد، بحث ‌ تاثیرپذیری مهاجران از فرهنگ‌‌‌‌مقصد یا تاثیرگذاری آنها بر‌‌‌‌فرهنگ مقصد، مدنظر قرار می‌گیرد. ‌

مهاجران به طور معمول ضمن اخذ برخی از ویژگی‌های فرهنگی مقصد، بعضی از ویژگی‌های فرهنگی مبدا را نیز حفظ می‌کنند. به این ترتیب در درازمدت ویژگی‌های فرهنگ آنان به فرهنگ بینابین فرهنگ مبدا و مقصد تبدیل می‌شود. سپس در بین نسلهای بعدی این مهاجران به تدریج ویژگی‌های فرهنگ مقصد، غلبه بیشتری پیدا می‌کند. اگر گروهی از مهاجران دارای ویژگی‌های فرهنگی غنی و قوی باشند، اقلیتی فرهنگی را در مقصد مهاجرت تشکیل می‌دهند و چه بسا فرهنگ مقصد را متاثر می‌سازند. گرچه پذیرش فرهنگ‌های گوناگون به وسیله مهاجران و ساکنان بومی‌ در ابتدا با مقاومت و عکس‌العمل‌های منفی همراه است. اما آنچه در آغاز به شکل برخورد تمدن‌ها خودنمایی می‌کند، در نهایت از بده و بستان‌های فرهنگی آنها، فرهنگ‌های متعالی‌تری به وجود می‌آید. مانند آمریکا که بخش عمده‌ای از فرهنگ، پیشرفت و تعالی خود را مدیون مهاجران است. البته در برخی از موارد این تاثیرها در جهت مثبت نیست.‌

ادغام و شبیه شدن فرهنگی به مراتب پیچیده‌تر از ادغام اقتصادی است و تفاوت‌های فرهنگی میان مبدا و مقصد مهاجرت می‌تواند منشا مسایل و مشکلا‌تی برای مهاجران و به ویژه فرزندان آنها باشد. فراوانی میزان ناهنجاری‌های اجتماعی و افت تحصیلی، از نمونه‌های بارز اینگونه مشکلا‌ت است. همچنین پدیده حاشیه‌نشینی و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی آن از عوارض اینگونه مهاجرت‌هاست که مطالعه آن در حیطه مباحث دیگر جامعه‌شناسی است. ‌

از نظر اجتماعی مهاجرت به نوعی کثرت‌گرایی در جامعه و استقرار نهادهای لا‌زم برای حفظ حقوق بشر منجر می‌شود، پیشداوری‌های موجود در باره ارتکاب بیشتر مهاجران به رفتارهای بزهکارانه را از میان می‌برد، افراط‌گری‌های ملی‌گرایی را تعدیل می‌کند و به نوعی به اشتراک همگانی در زندگی اجتماعی می‌انجامد.‌



وضعیت مهاجرت در ایران‌

طی سال‌های 1365 تا 1375 بالغ بر 8 میلیون و 718 هزار و 770 نفر جابه‌جا شده‌اند که از این رقم تعداد 6 میلیون و 122 هزار و 675 نفر (22/70 درصد) مهاجران وارد شده از سایر نقاط به نقاط شهری و 2 میلیون و 596 هزار و 95 نفر (78/29 درصد) مهاجران وارد شده به نقاط روستایی بوده‌اند. مبدا مهاجرت 8 میلیون و 435 هزار و 865 نفر داخل کشور بوده است، 238 هزار و 331 نفر از خارج از کشور وارد کشور شده بوده‌اند و مبدا مهاجرت 44 هزار و 574 نفر نیز نامشخص بوده است. از تعداد 8 میلیون و 435 هزار و 865 نفر که مبدا مهاجرت آنها داخل کشور بوده است تعداد 59 میلیون و 520 هزار و 76 نفر (56/70 درصد) در مناطق شهری و 2 میلیون و 483 هزار و 789 نفر (44/29 درصد) در مناطق روستایی ساکن شده‌اند. مبدا مهاجرت 5 میلیون و 602 هزار و 865‌‌‌‌نفر مناطق شهری داخل کشور بوده است که از این تعداد 4 میلیون و 62 هزار و 271 نفر (5/72 درصد) در نقاط شهری ساکن شده‌اند و یک میلیون و 540 هزار و 694 نفر (5/27‌‌‌درصد) به نقاط روستایی مهاجرت کرده‌اند.
مبدا مهاجرت 2 میلیون و 833 هزار نفر مناطق روستایی داخل کشور بوده است که از این تعداد یک میلیون و 889 هزار و 905 نفر (71/66 درصد) در نقاط شهری ساکن شده‌اند و 943 هزار و 95 نفر (29/32 درصد) به نقاط روستایی مهاجرت کرده‌اند. از تعداد 238 هزار و 331 نفر مهاجران واردشده از خارج نیز تعداد 137 هزار و 714 نفر (78/57 درصد) در نقاط شهری و 100 هزار و 617 نفر (22/42 درصد) در نقاط روستایی ساکن شده‌اند. از تعداد 44 هزار و 574 نفر مهاجر که مبدا نامشخص داشته‌اند، 22 هزار و 855 نفر (78/73 درصد) در نقاط شهری و 11689 نفر (22/26 درصد) در نقاط روستایی ساکن شده‌اند.‌

اطلا‌عات به دست آمده از سرشماری سال 1385 نشان می‌دهد که طی دوره 10 ساله 1375 تا 1385 تعداد 12 میلیون و 148 هزار و 148 نفر در کشور جابه‌جا شده‌اند یا از خارج از کشور وارد کشور شده‌اند. از این تعداد 6 میلیون و 754 هزار و 994 نفر (6/55 درصد) مرد و 5393154 نفر (4/44 درصد) زن بوده‌اند. در دوره یادشده بیشترین تعداد مهاجران در گروه سنی 24-20 ساله و 29-25 ساله که سنین ورود به تحصیلا‌ت عالی و اشتغال بوده، است. الگوی سنی مهاجران نشان می‌دهد که نسبت مهاجران در گروه‌های سنی با نسبت جمعیت در آن گروه سنی مرتبط بوده و در گروه‌های سنی که نسبت جمعیت در آن گروه‌ها بالا‌ست، نسبت مهاجران نیز در آن گروه‌های سنی بالا‌ است. ‌

بر اساس اطلا‌عات سرشماری عمومی ‌نفوس و مسکن سال 1385، از تعداد 12 میلیون و 148 هزار و 148 نفر مهاجر دوره 1375 تا 1385، تعداد 8 میلیون و 673 هزار و 667 نفر (4/71 درصد) در نقاط شهری و 3 میلیون و 474 هزار و 481 نفر (6/28 درصد) در نقاط روستایی سکونت گزیده‌اند.‌

براساس اطلا‌عات سرشماری سال 1385، تعداد 3 میلیون و 898 هزار و 43 نفر (09/32 درصد) از کل جمعیت جابه‌جا شده طی دوره 1375 تا 1385 در داخل شهرستان محل سرشماری جابه‌جا شده‌اند، تعداد 3 میلیون و 111 هزار و 689 نفر (61/25 درصد) بین شهرستان‌های داخل استان‌ها جابه جا شده‌اند، تعداد 4 میلیون و 774 هزار و 41نفر (3/39 درصد) در شهرستان‌های استان‌های مختلف جابه‌جا شده‌اند، تعداد 260 هزار و 495 نفر (14/2 درصد) از خارج ازکشور وارد محل سرشماری شده‌اند و مبدا 10 هزار و 388 نفر (86/0 درصد) نیز نامشخص بوده است. ‌

مبدا مهاجرت 11 میلیون و 173 هزار و 772 نفر داخل کشور بوده است، 260 هزار و 495 نفر از خارج از کشور وارد کشور شده بوده‌اند و مبدا مهاجرت 103 هزار و 881 نفر نیز نامشخص بوده است. از تعداد 11 میلیون و 783 هزار و 772 نفر که مبدا مهاجرت آنها داخل کشور بوده است تعداد 8 میلیون و 389 هزار و 676 نفر (2/71 درصد) در مناطق شهری و 3میلیون و 394 هزار و 96 نفر (8/28 درصد) در مناطق روستایی ساکن شده‌اند. مبدا مهاجرت 8 میلیون و 715 هزار و 719 نفر مناطق شهری داخل کشور بوده است که از این تعداد 6 میلیون و 385 هزار و 665 نفر (27/73 درصد) در نقاط شهری ساکن شده‌اند و 2 میلیون و 330 هزار و 54 نفر (73/26 درصد) به نقاط روستایی مهاجرت کرده‌اند. همچنین مبدا مهاجرت 3 میلیون و 68 هزار و 55 نفر مناطق روستایی داخل کشور بوده است که از این تعداد 2 میلیون و 4 هزار و 12 نفر (32/65 درصد) در نقاط شهری ساکن شده‌اند و یک میلیون و 640 هزار و 43 نفر (68/34 درصد) به نقاط روستایی مهاجرت کرده‌اند. از تعداد 260 هزار و 495 نفر مهاجران واردشده از خارج نیز تعداد 198 هزار و 159 نفر (07/76 درصد) در نقاط شهری و 62 هزار و 336 نفر (93/23 درصد) در نقاط روستایی ساکن شده‌اند. همچنین از تعداد 103 هزار و 881 نفر مهاجر که مبدا مهاجرت آنها نامشخص بوده است، 85 هزار و 832 نفر (63/82 درصد) در نقاط شهری و 18 هزار و 49 نفر (37/17 درصد) در نقاط روستایی ساکن شده‌اند.‌همچنین نتایج حاصل نشان از افزایش تعداد جمعیت مهاجر شهر به روستا می‌دهد. بدین معنا که جهت مهاجرت‌های بین روستا و شهر بیشتر از شهر به روستا بوده است. ‌

اطلا‌عات به دست آمده از سرشماری عمومی‌نفوس و مسکن سال 1385 نشان می‌دهد که تعداد مهاجران روستا به شهر در دوره 1375 تا 1385، 2 میلیون و 4 هزار و 12 نفر بوده است در حالی که تعداد مهاجران شهر به روستا در این دوره 2 میلیون و 330 هزار و 54 نفر بوده است. این امر نشان می‌دهد که طی این دوره تعداد 326 هزار و 42 نفر خالص مهاجرت به نفع مناطق روستایی بوده است. ‌

نگاهی به مهاجران جابه‌جا شده در داخل شهرستان محل سرشماری نشان می‌دهد که این پدیده به دلیل بالا‌ بودن مهاجرت از شهر به روستا در داخل شهرستان‌ها رخ داده است. ‌

مهاجرت از شهر به روستا در داخل شهرستان محل سرشماری طی این دوره 142 هزار و 308 نفر بوده در حالی که مهاجران روستا به شهر 643 هزار و 13نفر بوده‌اند.‌

مقایسه مهاجرت در دوره‌های 1365 تا 1375 و 1375 تا 1385 نشان می‌دهد که طی دوره 1375 تا 1385 رقم مطلق جمعیت مهاجر، نسبت به دوره قبل افزایش قابل توجهی داشته و تعداد 3 میلیون و 429 هزار و 378 نفر (39 درصد) بیشتر از تعداد مهاجران دوره قبل بوده است. ‌

در بخش‌های پیشین، علل مرتبط با مهاجرت به تفصیل مورد بررسی قرار گرفت. در این قسمت علل مهاجرت در ایران طی دوره 1375 تا 1385 بر اساس اطلاعات سرشماری سال 1385 مورد بررسی قرار می‌گیرد. طی دوره 1375 تا 1385بیشترین تعداد مهاجرت‌ها به پیروی از خانواده بوده که بیشتر شامل زن و فرزندان مهاجران اصلی است. بعد از علت تبعیت از خانواده، جست‌وجوی کار و تحصیل در مراحل بعدی قرار دارند. ‌

خارج شدگان به مهاجرانی گفته می‌شود که از استان مورد نظر به سایر استان‌ها مهاجرت کرده‌اند و واردشدگان به مهاجرانی گفته می‌شود که از سایر استان‌هابه استان مورد نظر مهاجرت کرده‌اند. به تفاضل بین مهاجران وارد شده به استان و خارج شده از استان نیز خالص مهاجرت اطلا‌ق می‌شود. درصورت مثبت بودن حاصل این تفاضل، استان مهاجرپذیر و در غیر این صورت مهاجر فرست در نظر گرفته می‌شود. استان‌های عمده مهاجرپذیر کشور طی سال‌های 1375 تا 1385 به ترتیب استان‌های تهران، اصفهان، مازندران، خراسان رضوی، یزد، گلستان، گیلا‌ن و استان‌هایی نظیر آذربایجان شرقی، کرمانشاه و خوزستان استان‌های مهاجرفرست بوده‌اند.‌



جمع‌بندی و نتیجه‌گیری‌

مهاجرت و چگونگی توزیع مجدد جمعیت در داخل کشور یکی از اساسی‌ترین عواملی است که سیاستگذاران اقتصادی و اجتماعی جامعه برای نظم و جهت دادن به جابه‌جایی‌های جمعیتی و نیز هدایت جمعیت به سوی قطب‌های مورد نظر به آن توجه دارند. ‌

مهاجرت پیچیده‌ترین فرآیند جمعیت شناختی است زیرا باید تعداد جابه‌جایی‌ها، مقصدهای گوناگون و دلا‌یل بی‌شمار آن را در نظر گرفت. مهاجرت‌ها به لحاظ پیامدهای مختلفی (از قبیل پیامدهای جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) که در مقصد و مبدا مهاجرتی از خود به جای می‌گذارند نیز حایز اهمیت فراوان‌ هستند. ‌

در طول تاریخ معاصر، روند کلی مهاجرت در کشور از روستا به شهر و از شهرهای کوچک‌تر به شهرهای بزرگ‌تر بوده اما در برخی موارد از جمله دوره 1375 تا 1385، جریان معکوس مهاجرت از شهر به روستا نیز اتفاق ‌افتاده است. بخش زیادی از مهاجران جذب مناطقی هستند که جزء مناطق صنعتی محسوب می‌شوند.

منبع : روزنامه اطلاعات - اسفند ۱۳۸۷

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 6 بهمن ماه سال 1387 ساعت 20:12

 

بدخشان سرزمینی شامل پاره‌ای از شمال خاوری افغانستان و جنوب خاوری تاجیکستان می‌باشد.

در مارس ۱۸۹۵ به موجب توافقاتی که میان بریتانیا و روسیه در لندن صورت گرفت، بدخشان میان افغانستان و خان‌نشین بخارا تقسیم شد و بر پایه این توافق بدخشان کوهستانی تابع بخارا باقی ماند و سرزمین‌های جنوبی مسیر آمودریا به افغانستان (ولایت بدخشان) پیوست. 

ولایت (استان) بَدَخشان  یکی از ولایت‌ها(استان‌ها)ی کشور افغانستان است. بدخشان در شعرهای شاعران به کیفیت لعل خویش معروف بوده‌است. بدخشان در شمال شرقی افغانستان واقع است. این استان در سال ۱۸۹۶ میان دو امپراتوری بزرگ (روسیه تزاری و بریتانیا) به دو بخش تقسیم گردید. یک بخش این استان تحت نام بدخشان روسیه و بعدا منطقه خودگردان کوهستانی بدخشان شوروی با مرکزیت شهر خاروغ به روسیه تعلق گرفت، و بخش دوم با مرکزیت شهر فیض‌آباد به امارت افغانستان پیوست. روسیه و انگلیس آمودریا (جیحون) را به عنوان مرز طبیعی پذیرفته و توسط ستونهای مرزی نشانه‌گذاری شد. در سال ۱۹۱۷ بعد از پیروزی انقلاب بلشویکی در روسیه بدخشان روسیه به شوروی در تشکیل جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان تعلق گرفت.

§==فرهنگ و نژاد== مساحت بدخشان افغانستان ۴۷۴۰۳ کیلومتر مربع بوده و جمیعت آن بالغ بر یک میلیون و هفتصدو پنجاهزار نفر است، اکثریت باشندگان این استان را تاجیکان تشکیل داده و به زبان فارسی حرف می‌زنند.در بدخشان زبانهای دیگری به نام زبانهای پامیری (از خانواده زبانهای ایرانی شرقی) هنوز زنده هستند، و مردم به آنها تکلم می‌نمایند.مردم بدخشان دارای اصلیت آریائی بوده و از اصیلترین قبایل ساکن در افغانستان میباشند. اکثر مردم این استان باسواد بوده و به ارزشهای دینی خود سختگیر اند.

جغرافیای طبیعی

بدخشان دارای کوههای بلند و رودخانه‌های خروشان است، فراورده‌های عمده این استان گندم، جو، جودر (گندم سیاه)، جواری (ذرت)، و ارزن است، از جمله میوه‌های این استان توت و چارمغز (گردو)، زردآلو، آلوبالو و سیب آن مشهور است.سیب بهارک و چارمغز سرغیلان درین ولایت از شهرت خوبی برخوردار است. بدخشان به داشتن معادن لعل، لاجورد، زمرد، فیروزه و طلای خویش دارای شهرت است. عمده ترین مخزنهای طبیعی آن، در یمگان لاجورد به حجم سه صدکیلومتر طول و ۴۷ کیلومتر عرض، و معدن لعل در سرغیلان که ازان به علت عدم مشخص بودن محل آن استفاده صورت نمیگیرد، میباشد. در نتیجه برسیهای که اخیراً در مورد نفت در افغانستان صورت گرفته‌است، این استان را دارای زخایر بزرگی نفتی تثبیت نموده‌اند. این استان با جمهورهای تاجیکستان، پاکستان و استان سینکیانگ جمهوری مردم چین دارای مرز مشترک است.

کوه‌های مهم این استان خواجه‌محمد، هزارچشمه و سفیدخرس نام دارند. رودخانه‌های مهم آن عبارت‌اند از رود کوکچه، واخان، انجمن، وردج، تگاب، تنگی شیوا، پامیر، جرم، چاهیل در سرغیلان، آغرده در غارسپان، غوری‌سنگ، درواز، راغ.ولایت بدخشان ۵۳ فیصد منابع آبی افغانستان را داراست.

بلند ترین قلهِ کوه‌های هندوکش در خاک افغانستان بنام «نوشاخ» درین ولایت قرار دارد.پامیر که به نام بام دنیا معروف است، درین استان موقیعیت دارد.

دریاچه (در فارسی افغانستان جهیل)‌های آن شیوا، سرغیلان زرقل و چقمقین نام دارند.

بدخشان از جمله ولایات افغانستان است که بیشترین قشر تحصیل کرده را در طول تاریخ داشته است. شخصیت های نامور دانش، امثال، مرزا عبدالقادر بیدل، ابوالحسن البدخش، مولانا شاه جی بدخشی، مولانا عبدالله بدخشی، جمشید خان شعله، مولانا غیاثی، صائب راغی، مصرع راغی، مولانا زیرک درایمی، و صدها دانشمند و فرهیختهء علوم اسلامی دیگر در گذشته و حال از بدخشان هستند. شخصیت های سیاسی بدخشان؛ شاه ولی خان دروازی مشاور و جانشین امان الله خان، طاهر بدخشی، استاد برهان الدین ربانی رهبر جهاد و دیگر سیاستمداران بدخشان قابل ذکر اند. بدخشان امروز هم دارای بزرگترین شخصیت های علمی، سیاسی، نویسندگان، مولفان و شاعران است که می توان از جمله از اشخاص ذیل نام برد: استاد نعمت الله شهرانی، استاد محمد موسی توانا، استاد بیان، داکتر قاری محمد ایاز، استاد محمد نظیف شهرانی، استاد محمد میرویس غیاثی، قاضی عبدالحق عتید، استاد عبدالباری ابراهیمی، استاد داد محمد خاشی، و دیگران... بدخشان در شعر و ادبیات در طول تاریخ و حتی امروز سر آمد روزگار است. مولانا نائل کشمی، عبدالودود نائل لاجوردین شهری، سودا، یزدان یار، واصل لطیفی، غفران بدخشی، داکتر صبغت الله خاکساری، و... از جمله شعرای معاصر هستند و صدها شاعر دیگر... یگانه طنز نویسی مشهور افغانستان «نجیب الله دهزاد» از بدخشان است. در طول هشت دهه آخر همهء قوانین اساسی افغانستان در چند دوره، تحت اشراف یک بدخشی تدوین شده است؛ شاه محمد ولی خان دروازی، عبدالله یفتلی، نعمت الله شهرانی و... بزرگترین متن روحانی تصوفی «مکتوبات امام ربانی مجدد الف الثانی» توسط دو نفر علمای بدخشان به رشتهء تحریر در آمده است. بدخشان؛ در همهء متون ادبی جهان و بویژه فارسی کهن، نسبت شهرت لعلش جایگاه ویژه داشته است و ادیبان و شعرا آن را در پهلوی عقیق یمن مثال زده اند.

اماکن تاریخی

از اماکن تاریخی آن می‌توان از ویرانه‌های بهارک (که در حاشیه شهر تاریخی بهارستان و لان شی آباد شده‌است)، اشکاشم و توپخانه زیباک و مقبره ناصر خسرو نام برد.

ولایت خودمختار کوهستان بدخشان (به خط سرلیک : Вилояти Мухтори Кӯҳистони Бадахшон) ولایتی (استانی) است در جنوب شرق تاجیکستان.

این ولایت از جنوب با افغانستان و از شرق با چین همجوار است. این ولایت دارای مساحت ۶۳۷۱۰ کیلومتر میباشد.

مرکز آن شهر خاروغ است.

ولایت خودمختار کوهستان بدخشان ۴۰ درصد از مساحت کشور تاجیکستان را در بر می‌گیرد. جمهوری چین بر بیشتر خاک این ولایت به عنوان بخشی از استان سین‌کیانگ ادعا دارد.

پرونده:Tj4-kaart.png

با این که استان بدخشان تاجیکستان بزرگ ترین منطقه این کشور است و چهل و پنج درصد مساحت آن را تشکیل می دهد، تعداد جمعیت آن کمتر از دیگر استان هاست.

منطقه خودمختار کوهستان بدخشان رسماً در ژانویه ۱۹۲۵ تشکیل شد و پس از تأسیس جمهوری تاجیکستان در سال ۱۹۲۹، منطقه بدخشان نیز جزئی از این جمهوری گشت. طی دهه ۱۹۵۰ بسیاری از مردم بومی کوهستان بدخشان که به پامیری‌ها معروفند به اجبار به مناطق جنوب غربی تاجیکستان کوچانده شدند. پس از استقلال تاجیکستان از شوروی، نام منطقه خودمختار کوهستان بدخشان به ولایت (استان) خودمختار کوهستان بدخشان تغییر کرد.

در جریان جنگ داخلی تاجیکستان که از ۱۹۹۱ آغاز شد، حکومت محلی ولایت خودمختار کوهستان بدخشان در سال ۱۹۹۲ اعلام استقلال کرد. در جریان جنگ داخلی، بسیاری از پامیری‌ها هدف حملات کشندهٔ گروه‌های رقیب قرار گرفتند و بدخشان یکی از دژهای گروه‌های مخالف دولت شد. مدتی بعد ولایت خودمختار کوهستان بدخشان اعلام استقلال خود را ملغی کرد.

با این که استان بدخشان تاجیکستان بزرگ ترین منطقه این کشور است و چهل و پنج درصد مساحت آن را تشکیل می دهد، تعداد جمعیت آن کمتر از دیگر استان هاست. دلیل آن هم موجودیت کوه های بلند و فراخ نامسکون در این منطقه است. همین کوه ها باعث شده اند که بیش از۲۰۰هزار تن مردم ساکن این استان به هفت زبان گوناگون صحبت کنند که همگی از خانواده زبان های ایرانی شرقی هستند. نما و ساخت خانه های آنها نیز متفاوت است: هر اتاق پنج ستون دارد و در وسط سقف آن روزنه ای هست که به زبان های پامیری (بدخشی) به آن "روز" می گویند.

کوهسار بلند بدخشان نه تنها زبان های باستانی مردم منطقه را حفظ کرده، بلکه آیین ها و رسوم آنها را نیز از دستبرد روزگار ایمن نگه داشته است. مراسمی که پیشینه ای هزاران ساله دارد و با آیین های پارسی گویان تاجیکستان تا اندازه ای متفاوت است.

موسیقی در فرهنگ مردم بدخشی جایگاه ویژه ای دارد و در هر منزل بدخشی حتما دف و رباب را می توان یافت. همه نواختن این سازها را از کودکی می آموزند، وگرنه در میان هم ـ روستائیان خود به بی هنری مشهور خواهند شد.

موسیقی نه تنها در بزم های شادمانی، بلکه در مراسم سوگ هم طنین می اندازد. "چراغ روشن" نام مراسمی است که در پی مرگ یک عضو خانواده انجام می شود. در این آیین دوستان و پیوندان متوفی دورهم می نشینند و "مدا" می خوانند. "مدا" مدحیه و مرثیه های ویژه است که غالبا از اشعار جلال الدین بلخی، حافظ و سعدی شیرازی برگزیده می شود و یک نفر در طول مراسم مرثیه ها را به زبان محلی توضیح می دهد. در روز سوم درگذشت عضو خانواده چراغ خانه را از ساعت هشت شامگاه تا چهار بامداد روشن نگه می دارند و پشت سر هم "مدا" می خوانند. این سنت برای دلداری بازماندگان متوفی انجام می شود.

مراسم عروسی بدخشی ها نیز کاملا از عروسی های دیگر منطقه های تاجیکستان متفاوت است؛ از موسیقی آن گرفته تا رقص و پایکوبی و آیین های مختلف سلام گفتن عروس به خوشدامن (مادر شوهر) و آوردن شیر و روغن برای عروس و داماد و پوشش آنها. لباس عروس بدخشی به هنگام ورود به خانه داماد سرخ است که به باور مردم منطقه، رنگ آفتاب و زندگی است. یعنی به جز از چادر سپید عروس، دیگر همه اجزاء پوشش او، پیراهن و روسری و کفش و زر و زیور عروس، قرمزی است.

مردم محلی به جشن عروسی که غالبا در فصل های پاییز و زمستان برگزار می شود، "سور" می گویند. "دف بزم" یکی از آیین های عمده عروسی در بدخشان است. زنان و مردان دف های بزرگ بدخشی را با بالا و پایین می آرند و می زنند که این نحوه دف زنی هم ویژه همین منطقه است. صدای دف در طول مدت بدرقه داماد به خانه عروس و همین طور پیشواز او و گسیل عروس به خانه داماد با آواز مردان و زنان آوازخوان می پیچد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 6 بهمن ماه سال 1387 ساعت 19:41

نگاهی به مسئله قره باغ 

در این مقاله میخواهیم "مسئله قره باغ علیا " که سالهای سال در محافل بین المللی مختلف مطرح میگردد بحث نمائیم .موجودیت ترکها در قره باغ علیا که تا قرن هفتم میلادی به گذشته بازمیگردد ، توسط ارامنه اشغالگر تماما از بین رفته است .

قره باغ علیا گرچه از نظر تاریخی سرزمین ترکها بحساب میآید ولی بیش از ده سالست که تحت اشغال ارامنه قرار دارد .ترکهای آذربایجان ساکن این منطقه از خانه و کاشانه خود بیرون رانده شده و در شرایطی بس دشوار زندگی میکنند . مسئله قره باغ مابین آذربایجان و ارمنستان گذشته ای بس دیرینه داشته و موجبات قتل عام ها و تبعیدهای بسیاری را فراهم آورده است . قره باغ منطقه ایست که با رودخانه های کر ، ارس ، دریاچه گوکچه ، دشت و کوهستانی مرتفع احاطه شده و در عین حال نام خان نشینی است که در اواسط قرن هفدهم در این خاکها شکل گرفته است . در واقع قره باغ از این نظر که میتواند دیگر مناطق آذربایجان ، ارمنستان و ایران را از آن کنترل نمود دارای اهمیت ژئوپلیتیک بسیاری است . در اصل نباید مناطق قره باغ و قره باغ علیا را یکی دانست زیرا قره باغ علیا بمساحت 4329 کیلومتر مربع تنها بخشی از منطقه وسیع قره باغ است . قره باغ از شهرستانهای آغدام ،ترتر،یواله ،فضولی،بیلگان ،قبادلی،جبرائیل ، مینگه چویر ،آغجابدی ، خواجوند ،شوشا،خان کندی ،لاچین ،کلبجر ،خانلار ،گوروس ،آق دره ، برده ،زنگزور و خادروت تشکیل مییآبد . در حالیکه قره باغ علیا بمرکزیت خان کندی شوشا ،آق دره ، مادروت،خواجاوند و آسکرون را در دل خود جای میدهد .

سئله قره باغ که گذشته ای دیرینه دارد با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پیشین در نیمه دوم دهه 1980 ، با ادعای تصاحب منطقه قره باغ علیا توسط ارمنستان دوباره مطرح گردید . ادعای تصاحب منطقه قره باغ علیا توسط ارامنه در واقع از جمعیت زیاد آنها در این منطقه نشات میگیرد . در اینکه بیشتر جمعیت منطقه را ارامنه تشکیل میدهند جای تردید نیست . بر اساس سرشماری سال 1989 ، 75 درصد جمعیت قره باغ علیا را ارامنه و 25 درصدشان را نیز ترکهای آذربایجان تشکیل میدهند .علت اصلی جمعیت بالای ارامنه در این منطقه ، سیاستهائی است که روسیه اعصار پی در پی برای کنترل قفقاز دنبال کرده است .از طرف دیگر موجودیت ارامنه و ارمنستان در قفقاز برای روسیه غیر قابل انصراف بوده و همین موضوع تز قره باغ علیای ارامنه را تقویت میبخشد . در حالیکه آذربایجان با استناد بر سوابق تاریخی و حقوقی منطقه قره باغ علیا را حق مسلم خود میداند که از طرف محافل بین المللی مورد حمایت قرار میگیرد . آذربایجان در این راستا تنها از سوی ترکیه حمایت گردیده و در مقابل آن ارمنستان با حمایت از سوی روسیه ، ایران و کشورهای غربی همانند فرانسه به اشغال خاکهای آذربایجان ادامه میدهد . بعبارتی دیگر ارامنه نمیخواهند تا منطقه قره باغ علیا که بخشی ا زرویای کذائی ارمنستان بزرگشان میباشد را از دست رها سازند . 

برای درک هرچه بهتر این مسئله و پی بردن بعمق حقایق باید نگاهی بتاریخ و وقایع آن بیاندازیم . قره باغ علیا بخشی از خاک آذربایجان بوده و با سیاستهای روسیه در قفقاز بتاریخ قرن هجدهم ، جمعیت ارامنه در آن رو به افزایش گذاشت بطوریکه ارامنه ادعای تصاحب و تعلق آنرا در میان گذاشتند . ارامنه که اکثریت جمعیت منطقه را تشکیل میدادند خواستار وابسته شدن قره باغ علیا به ارمنستان گردیدند . قره باغ در زمان حکمرانی سلطان مراد سوم عثمانی بدولت عثمانیان پیوست . قره باغ که تا قرن هجدهم مابین صفویان و عثمانیان رد و بدل میگردید ،سرانجام به ایران واگذار گردیده مدتی بعد نیز خان نشینی قره باغ توسط پناه علی بیگ در آن شکل گرفت . خان نشینی قره باغ تا سال 1826 که توسط روسیه تزاری اشغال گشت بمقیاسی وسیع مستقل محسوب میشد .با تسخیر منطقه توسط روسها ساختار دموگرافیک قره باغ نیز بسرعت تغییر داده شد . سیسیانوف ژنرال روسی در سال 1805 میلادی قره باغ را از لحاظ جغرافیائی دروازه آناطولی ، ایران و آذربایجان خوانده و پیشنهاد نمود تا برای تغییر توازن منطقه بنفع خود عناصر مسیحی را در بین مسلمانان جای دهند . در این راستا بسال 1825 و 1826 ، هجده هزار نفر از ارامنه پادشاهی قاجار و در سال 1828 نیز پنجاه هزار نفر ارمنی در این خاکها جای داده شدند . در سالهای 1828 و 1829 و جنگهای عثمانیان و روسیه ، روسها که شرق آناطولی را تا ارزنجان اشغال کرده بودند ، بالغ بر صد هزار نفر ارمنی را از ایران بسوی قفقاز کوچ داده و در مناطق ایروان و نخجوان اسکان دادند . در دهه 1830 نیز ارامنه بسیاری از ایران و دولت عثمانی به قره باغ کوچ داده شده و بدینترتیب توازن جمعیتی قره باغ کاملا تغییر داده شد .در واقع روسها بعد از قرارداد ادیرنه بسال 1828 و عهدنامه ترکمنچای ارامنه آناطولی و ایران را دعوت به اسکان در قره باغ نمودند . بدینترتیب روسها که ارامنه را همواره بعنوان اهرمی در مقابل ترکها میپنداشتند ،موجودیت ارامنه در قره باغ ، این منطقه کوهستانی و استراتژیک را مورد حمایت قرار دادند .

ارامنه که با حمایت روسها جمعیتشان روزبروز افزایش مییافت در سالهای 1829 و 1830 میلادی دست بشورش زده و به مناطق اسکان ترکها حمله کردند .منطقه بعد از سال 1905 و انقلاب کبیر روسیه شاهد درگیری جدی مابین ترکها و ارامنه گردید .جمهوریهای ارمنستان و آذربایجان بعد از کسب استقلال کوتاه خود در آن سالها برای حاکمیت بر قره باغ مبارزه ای بی امان را آغاز نمودند .ارامنه قره باغ نیز در سال 1918 شورشی بزرگ را دامن زده و به اماکن اسکان و کارترکها حمله بردند . سرانجام ارتش ترک با ورود به باکو و انجام عملیاتی در قره باغ توانست مقابل این قتل عام را بگیرد . بعد از متارکه نامه مندرس ، ارتش ترک منطقه را ترک گفته و بدنبال آنها انگلیسیها وارد قره باغ شدند .انگلیسیها در آغاز سیاستی به نفع ارامنه و گرجیها در پیش گرفته ولی بعدها تعلق قره باغ به آذربایجان را اعلان نمودند .ارامنه قره باغ از سال 1920 دوباره دست به قتل عام ترکهای آذربایجان زده و اقدامات خود در ضمیمه قره باغ به ارمنستان را فراهم ساختند .در حالیکه نیروهای آذربایجان سعی داشتند تا شورش ارامنه قره باغ را خاموش سازند ، ارتش سرخ شوروی وارد باکو گردیده و جمهوری آذربایجان را از میان برداشت .

مابین آذربایجان و ارمنستان سه منطقه قره باغ علیا ، نخجوان و زنگزور وجود دارد. زنگزور که آذربایجان ونخجان را از همدیگر جدا میسازد ، به ارمنستان محول گشت .جایگیری این منطقه مابین آذربایجان و نخجوان در واقع بخاطر ممانعت از همسایگی آذربایجان و ترکیه بود .نخجوان بعدها با تصمیمی مابین روسیه ، ترکیه ، آذربایجان و ارمنستان به جمهوری خود مختار تبدیل شده ئ تحت حاکمیت آذربایجان قرار گرفت . قره باغ علیا نیز بسال 1923 توسط روسها داخل مرزهای آذربایجان قرار گرفت

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 11:50

کشور های جدید

آیا می دانید که از سال ۱۹۹۰ تاکنون ۲۸ کشور جدید پا به عرصه گذاشته اند؟شاید اطلاعاتی که در ادامه ارائه می شود مورد استفاده دوستان باشد.

اغلب این کشور ها پس از فروپاشی شوروی سابق متولد شدند. برخی از این کشور ها ؛ در جریان موج استقلال طلبی اروپای شرقی و شبه جزیره بالکان بوجود آمدند. تعدادی نیز از پس از استقلال تغییر نام یافتند. بعضی از این کشور ها سابقه دیرینه داشتند مانند ارمنستان. در برخی از این کشور ها نیز مرز های جغرافیایی از گذشته وجود داشته است. مانند کشور های آسیای مرکزی ( قزاقستان؛ ازبکستان؛ ترکمنستان؛ تاجیکستان؛قرقیزستان) و منطقه قفقاز ( آذربایجان ؛ گرجستان؛ ارمنستان ).استقلال بعضی از این کشور ها با آرامش همراه بود نظیر جمهوری چک و جمهوری اسلواکی که از تقسیم کشور چکسلواکی سابق حاصل شد.اما کشور هایی هم هستند که استقلال را با جنگی خونین تجربه کردند.مانند بوسنی و تیمور شرقی. عکس حالت فوق نیز در همین دوران وجود داشت به نحوی که برخی از کشور های دو پاره  به وحدت رسیدند مانند  جمهوری یمن و جمهوری آلمان.همچنین تغییرات عمده ای نیز در کشور هایی بوجود آمد که علیرغم حفظ نام قبلی؛ مشخصات جغرافیایی تازه یافتند مانند جمهوری فدراتیو روسیه و یوگسلاوی.( البته یوگسلاوی در سال ۲۰۰۳ به جمهوری صربستان و مونته نگرو تغییر نام یافت . بنابراین یوگسلاوی سابق به پنج کشور جدید تبدیل شد که عبارتند از : اسلونی ؛ کرواسی؛ بوسنی و هرزه گوین ؛ مقدونیه ؛ صربستان و مونته نگرو )در سال ۲۰۰۶ صربستان و مونته نگرو نیز از هم جدا شدند و نام یوگسلاوی برای همیشه به تاریخ پیوست و این دو کشور به صورت مستقل در نقشه جهانی ظاهر شدند.در سال ۲۰۰۸ نیز منطقه خودمختار کوزوو از صربستان جدا شده و اعلام استقلال نمود و اینگونه یوگسلاوی سابق به هفت کشور مستقل تقسیم شد. گویا هنوز تجزیه یوگسلاوی از سال ۱۹۹۱کامل نشده است.

در منطقه بالتیک کشور های استونی ؛ لاتوی (لتونی ) و لیتوانی ظهور یافتند و در  شرق اروپا شاهد ظهور کشور های بلاروس ( روسیه سفید) ؛ مولداوی  و اوکراین هستیم.

در حوزه اقیانوس کبیر  علاوه بر کشور تمور شرقی ؛ کشور پالوئو به استقلال رسیده است که مجمع الجزایری متشکل از ۲۰۰ جزیره است و در ۵۰۰ مایلی جنوب شرقی فیلی پین واقع شده است.

در همین دوران دو نام جدید در قاره آفریقا مطرح شد. نامیبیا که از افریقای جنوبی مستقل شده و اریتره که از کشور  اتیوپی مستقل شده  است. البته برخی کشور ها تغییر نام دادند مانند کشور زئیر نیز به جمهوری دمکراتیک کنگو ؛ ساموآی غربی به ساموآ ؛ جمهوری فیجی به جمهوری مجمع الجزایر فیجی ؛ جمهوری کومور به اتحادیه مجمع الجزایر کومور تغییر نام داده اند.

منبع: www.factmonster.com

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 11:24
 زلزله در  سیچوان چین

این زلزله بعد از ظهر امروز  دوشنبه 12 مه 2008 - 23 اردیبهشت 1387 ساعت دو و بیست و هشت دقیقه به وقت محلی در نود و دو کیلومتری شمال غربی شهر چنگدو، مرکز استان سیچوان اتفاق افتاد.

زلزله ای به قدرت هشت و هفت دهم ریشتر، . شدت زلزله به حدی بود که در شرق و جنوب شرقی آسیا نیز احساس شد. در شهر جونگ کینگ، سقف یک مدرسه فرو ریخت و پنج کشته (چهار کودک) و بیش از یکصد زخمی بر جای گذاشت. خبرگزاری رسمی چین گفته است که آمار تلفات، بیشتر از این رقم خواهد بود. زلزله در ساعات اولیه بعد از ظهر به وقت محلی در یکصد کیلومتری شمال غربی شهر چنگدو، مرکز استان سیچوان اتفاق افتاد. ارتباطات با این شهر که دارای ده میلیون نفر جمعیت است به دنبال زلزله، مختل شده است. دولت چین برای رسیدگی به اوضاع و کمک به زلزله زدگان ارتش را به منطقه فرستاده است. در پکن، پایتخت، شانگهای و هنگ کنگ ساختمان های بلند زلزله را احساس کردند و مقامات، این ساختمان ها را تخلیه کردند. این زلزله در بانکوک، پایتخت تایلند و تایپه، پایتخت تایوان نیز احساس شد. هو جینتائو، رئیس جمهور چین طی فرمانی خواهان تلاش های همه جانبه برای نجات قربانیان این زلزله شده است. ون جیابائو، نخست وزیر چین نیز شخصا برای نظارت بر مراحل کمک رسانی و امداد به منطقه سفر کرده است.

قام های این استان می گویند که هزاران نفر دیگر نیز احتمالا در زیر آوار دفن شده و زخمی شده اند.آمار تلفات حدود ۵۱ هزار کشته و ۳۰هزار زیر آوار مانده اند.

خبرگزاری ها گفته اند که این شدیدترین زلزله چین طی سه دهه اخیر است. بر اثر این زلزله حداقل هشت مدرسه و یک بیمارستان تخریب شده اند.

خبرگزاری شینهوای چین گزارش داده که به دنبال زلزله شدید در جنوب غرب این کشور، نزدیک به نهصد دانش آموز زیر آوار دفن شده اند. این خبرگزاری گفته است که این حادثه به دنبال ریزش سقف یک دبیرستان در استان سیچوان رخ داده است.

گزارش شده که در برخی نواحی، تا هشتاد درصد ساختمان ها فرو پاشیده اند که این منجر به افزایش تلفات شده است.

شدت این زلزله به گفته مرکز زلزله شناسی چین هفت و هشت دهم ریشتر بود. شدت زلزله به حدی بود که در شرق و جنوب شرقی آسیا نیز احساس شده است.

در گزارش های اولیه آمده بود که در شهر جونگ کینگ، سقف یک مدرسه فرو ریخت و پنج کشته (چهار کودک) و بیش از یکصد زخمی بر جای گذاشت. ارتباطات با این شهر که دارای ده میلیون نفر جمعیت است به دنبال زلزله، مختل شده است.

دولت چین برای رسیدگی به اوضاع و کمک به زلزله زدگان ارتش را به منطقه فرستاده است.

در پکن، پایتخت، شانگهای و هنگ کنگ ساختمان های بلند زلزله را احساس کردند و مقامات، این ساختمان ها را تخلیه کردند. این زلزله در بانکوک، پایتخت تایلند و تایپه، پایتخت تایوان نیز احساس شد.

هو جینتائو، رئیس جمهور چین طی فرمانی خواهان تلاش های همه جانبه برای نجات قربانیان این زلزله شده است. ون جیابائو، نخست وزیر چین نیز شخصا برای نظارت بر مراحل کمک رسانی و امداد به منطقه سفر کرده است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 11:07

آمار تلفات توفان نارگیس به حدود ‪۱۳۵‬هزار نفر رسید

تلویزیون دولتی میانمار،برمه سابق، روز جمعه اعلام کرد که آمار قربانیان توفان نارگیس که ‪ ۱۴‬اردیبهشت در این کشور رخ داد جمعا به ‪ ۱۳۳‬هزار و ‪۶۵۵‬ نفر رسیده است که از این میان ‪ ۷۷‬هزار و ‪ ۷۳۸‬کشته و ‪ ۵۵‬هزار و ‪ ۹۱۷‬ناپدید شده اند.


آخرین آماری که روز پنجشنبه در این کشور منتشر شد از ‪ ۴۳‬هزار نفر کشته و نزدیک به ‪ ۲۷‬هزار نفر ناپدید شده خبر داده بود.

 سرعت بادهایی که به مناطق غرب برمه برخورد کرد تا 190 کیلومتر در ساعت رسید.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از رانگون، تلویزیون میانمار تاکید کرد که منابع رسمی تاکنون به خاطر شرایط نامناسب جوی حاکم بر این کشور نتوانسته بودند آمار دقیقی ارائه کنند.

توفان نارگیس که در بخشهای جنوبی میانمار روی داد وخیم‌ترین فاجعه تاریخ این کشور شناخته شده است.

در این توفان همچنین ‪ ۱۹‬هزار نفر و ‪ ۳۵۹‬نفر زخمی شده اند

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 10:56

جغرافیای پزشکی

روزنامه جام جم 18/2/87
طرح گسترده بررسی ارتباط بیماری‌ها با آلاینده‌های زمین‌شناسی اجرا می‌شود
 
زمین ، حلقه ای‌ گمشده برای بیماری‌ها
 با توجه به حجم فراوان توانمندی‌‌های معدنی در سطح ایران و به تبع آن، توسعه فعالیت‌های صنعتی و معدنی، پیچیدگی زمین‌شناسی و از طرف دیگر، گسترش شهرسازی و وجود بیماری‌هایی با علل نامعلوم، بررسی‌های زمین‌شناسی پزشکی در ایران ضروری به نظر می‌رسد. به این منظور، پایگاه ملی داد‌ه‌های علوم زمین کشور پس از انجام بررسی‌ها در سطح ملی و بین‌المللی تدوین بانک اطلاعات زمین‌شناسی پزشکی را در دستور کار خود قرار داده است. این بانک در واقع با هدف ارائه اطلاعات پایه، شناسایی عوامل و فرآیندهای زمین‌شناسی موثر بر سلامت، جلوگیری یا کاهش مخاطرات زیست محیطی و ایجاد ظرفیت‌های پژوهشی برای علاقه‌مندان و متخصصان ایجاد شده است. تدوین بانک اطلاعات زمین‌شناسی پزشکی، فصل آغازین ایجاد ظرفیت مطالعات این رشته در ایران خواهد بود.

شرایط زمین‌شناسی مناسب، لازمه وجود حیات در هر منطقه‌ای از کره زمین است. آنچه به صورت اولیه اهمیت دارد اکسیژن، آب و محیطی است که جانداران بتوانند در آن زندگی کنند. این موارد از ابتدای زندگی بشر برای انسان مشخص بوده و به همین دلیل، جوامع انسانی در مناطقی که این شرایط وجود داشت، گسترش یافته است.

اما با گذشت زمان و احتیاج به منابع طبیعی، بشر بیشتر در معرض عوامل محیطی خاص قرار گرفت.به همین علت هم در مراجع تاریخی بسیاری از تمدن‌‌ها، به رابطه محیط و سلامت انسان توجه شده است. در بسیاری از این مراجع، مشکلات سلامت ذکر شده با محیط‌های شغلی ارتباط داده شده است، ولی در برخی موارد ارتباط با محیط طبیعی نیز به عنوان یک منشا برای مشکلات سلامت آورده شده است؛ به عنوان مثال در یک کتاب پزشکی چینی که به 3 قرن پیش از میلاد مسیح برمی‌گردد به رابطه محیط زیست و سلامت اشاره و وجود بیماری‌های تنفسی مرتبط با خرد کردن سنگ‌ها، سمیت سرب در مشاغل و همچنین خاصیت سمی‌نقره، مس، آنتیموان و جیوه اثبات شده است.


در حال حاضر هم با گسترش علوم جدید و انجام تحقیقات گسترده در ارتباط با تاثیرات محیطی بر سلامت انسان، وجود رابطه بین شرایط زمین‌شناسی و سلامت به طرز شگفت‌آوری به اثبات رسیده است. در نتیجه با توجه به اثبات علمی‌ ارتباط بسیاری از بیماری‌ها با زمین‌شناسی، شاخه جدیدی از علم به نام زمین‌شناسی پزشکی بنیان نهاده شده است. این علم جدید در واقع به بررسی ارتباط میان عوامل زمین‌شناسی با سلامت انسان‌ها و جانوران و تأثیر عوامل زیست محیطی بر پراکندگی جغرافیایی بیماری‌های مرتبط می‌پردازد؛ بنابراین زمین‌شناسی پزشکی موضوعی گسترده و پیچیده است که برای شناسایی، کاهش یا حل مشکلات موجود نیاز به ارتباط با رشته‌های مختلف علمی‌دارد.

هم اکنون در سراسر دنیا، فعالیت‌های زیادی در این ارتباط در حال انجام است که از مهم‌ترین آنها می‌توان به طرح اطلس ژئوشیمی‌ اروپا که با مشارکت 26 کشور اروپایی در حال انجام است، اشاره کرد.  در همین خصوص با توجه به تنوع شرایط و فاکتورهای زمین‌شناسی در ایران، از مدت‌ها پیش ضرورت تشکیل پایگاه داد‌ه‌های زمین‌شناسی پزشکی ایران ضروری به نظر می‌رسید. به همین منظور، تاکنون فعالیت‌های بسیار زیادی طی 3 سال گذشته در پایگاه ملی داد‌ه‌های علوم زمین ایران انجام گرفته است.

فعالیت پایگاه ملی داد‌ه‌های علوم زمین را می‌توان در قالب جمع‌آوری اطلاعات مربوط به بیماری‌های مرتبط با زمین‌شناسی، تهیه ساختار بانک اطلاعاتی و فرم‌های گردآوری اطلاعات، جمع‌آوری اطلاعات موارد اثبات شده و شناسایی مناطق پرخطر در ایران اشاره کرد. در مجموع می‌توان نتایج تهیه بانک اطلاعات زمین‌شناسی پزشکی را در کمک به آمایش سرزمین، ایجاد ظرفیت ملی برای شناسایی مناطق پرخطر، بهبود وضعیت سلامت ساکنان مناطق پرخطر و کاهش هزینه‌های درمانی، تهیه گزارش‌های هدفمند زمین‌شناسی پزشکی، ارتقای شفافیت گزارش‌دهی بیماری‌ها و تهیه نقشه‌های پراکندگی بیماری‌ها دانست، درضمن پایگاه ملی داد‌ه‌های علوم زمین کشور در تلاش است با تهیه بانک داد‌ه‌های زمین‌شناسی پزشکی و همچنین مشارکت فعال نهادهای ذی‌ربط در این خصوص، گام جدیدی در بهبود سلامت هموطنان بردارد.  
 رابطه زمین و سلامت جدی است‌عناصر سمی ‌موجود در خاک و سنگ، حاصل فعالیت ژئو شیمیایی طبیعی یا فعالیت‌های انسانی هستند و معمولا از طریق آشامیدن و نوشیدن وارد بدن می‌شوند و بر سلامت انسان اثر می‌گذارند. از آنجا که آب آشامیدنی معمولا به طور طبیعی تامین می‌شود و عمدتا متاثر از شرایط محلی است، ورود بیش از اندازه برخی ترکیبات غیر آلی به بدن از طریق آب آشامیدنی باعث بروز مشکلاتی در برخی کشورها شده است.

از بیماری‌های جهانی مربوط به زمین‌شناسی پزشکی می‌توان به گواتر (کمبود ید) و بیماری مربوط به فزونی یا کمبود عناصر خاص مانند فلورین و سلنین اشاره کرد. بیماری‌های قلبی و عروقی مرتبط با سختی آب (متاثر از محیط جغرافیایی) نیز یکی از موضوعات زمین‌شناسی پزشکی است؛ همچنین درباره ارتباط زمین‌شناسی پزشکی و بلایای طبیعی بایدگفت تکان های شدید زمین موجب انتشار بعضی هاگ‌ها و عناصر در هوا و شیوع بیماری می‌شود.به عنوان مثال در زلزله 1994 امریکا اشاره کرد که بر اثر تکان‌های زمین نوعی هاگ به نام کوکسای در فضا پخش شده است و متعاقب آن بیماری عفونی کوکسای در میان مردم شایع شد.

در همین ارتباط به گفته مریم ناوی، مسوول بانک زمین‌شناسی پزشکی، با توجه به تنوع شرایط و فاکتورهای زمین‌شناسی در ایران، محدود بودن مطالعات زمین‌شناسی پزشکی و دسترسی نداشتن به اطلاعات موجود، تشکیل پایگاه داد‌ه‌های زمین‌شناسی پزشکی ایران ضروری به نظر می‌رسید. جمع‌آوری اطلاعات مربوط به بیماری‌های مرتبط با زمین‌شناسی، تهیه ساختار بانک اطلاعات و فرم‌های گردآوری اطلاعات، جمع‌آوری اطلاعات موارد اثبات شده و شناسایی مناطق پرخطر در ایران از جمله اقدامات این شاخه از علم هستند.

در این میان هرچند نقشه‌ای در مورد شیوع بیماری‌های ناشی از تاثیر عناصر در کشور نداریم، ولی در بانک داد‌ه‌های زمین‌شناسی پزشکی ایران، نقشه‌های پراکندگی مرگ و میرهای ناشی از بیماریها طی سال‌های 80 تا 82 تهیه شده است که از طریق سایت پایگاه داد‌ه‌های علوم زمین قابل دسترسی است. تهیه گزارش‌ها و نقشه‌های عناصر با نگرش ویژه بر زمین‌شناسی پزشکی از دیگر اطلاعات این بانک است. 
  نگرشی جدید بر منشا بیماری هااولین بانک اطلاعات زمین‌شناسی پزشکی به وسیله محققان پایگاه ملی داد‌ه‌های علوم زمین کشور ایجاد شد که در این بانک نقشه‌های عناصر با نگرش ویژه بر زمین‌شناسی پزشکی تهیه می‌شود تا گامی‌ در جهت بهبود و ارتقای کیفیت سلامت جامعه برداشته شود.

ناوی، ارائه اطلاعات پایه و شناسایی فرآیندهای زمین‌شناسی موثر بر سلامت، ایجاد ظرفیت‌های پزشکی برای متخصصان علوم زمین و پزشکی، ارتقای آگاهی‌های عمومی، ارائه نقشه‌های پراکندگی بیماری‌ها و عناصر را از جمله اهداف این بانک ذکر کرد.

به طور کلی زمین‌شناسی پزشکی، علمی‌است که به بررسی ارتباط میان عوامل زمین‌شناسی و سلامت انسان‌ها و جانوران و تاثیر عوامل زیست محیطی بر پراکندگی جغرافیایی بیماری‌های مرتبط می‌پردازد. با توجه به اثبات علمی‌ارتباط بسیاری از بیماری‌ها با زمین‌شناسی، شاخه جدیدی از علم به نام زمین‌شناسی پزشکی بنیان نهاده شد.

این علم جدید، موضوعات میان رشته‌ای پزشکی و زمین‌شناسی را مورد بررسی قرار می‌دهد. ناوی، تشکیل گروه کاری بین‌المللی زمین‌شناسی پزشکی توسط انجمن بین‌المللی زمین‌شناسی در سال 1996 را اولین اقدام رسمی‌در این زمینه ذکر کرد و افزود: در ادامه این فعالیت‌ها در سال 2000 یونسکو اقدام به تعریف طرحی در ارتباط با زمین‌شناسی پزشکی کرد که پس از انجام فعالیت‌های مقدماتی، انجمن بین‌المللی زمین‌شناسی پزشکی در سال 2004 با حضور 150 متخصص از 71 کشور دنیا تاسیس شد و در سال 2006 به طور رسمی‌آغاز به کار کرد.

اولین عنصری که درپایگاه ملی داد‌ه‌های علوم زمین کشور مورد مطالعه قرار گرفت، آرسنیک بود.در این مطالعه ابتدا تمام بیماری‌هایی که عنصر آرسنیک در بروز آنها موثر بوده، شناسایی و نقشه پراکندگی این بیماری‌ها در ایران تهیه شد. ضمن آنکه نقشه‌های مربوط به تمامی‌ منابع آرسنیک از جمله ژئوشیمی‌آرسنیک، ذخایر معدنی، کانی‌های همراه و غیره نیز تهیه شده است.

ناوی تاکید کرد: این نقشه می‌تواند برای بررسی عنصر آرسنیک به عنوان یکی از عوامل موثر بر بیماری در مناطقی با شیوع بالا مورد استفاده متخصصان قرار گیرد. وی از تهیه نقشه تمامی‌عناصر و بیماری‌های مرتبط با آن در این بانک خبر داد و گفت: تهیه این نقشه از برنامه‌های آینده بانک زمین‌شناسی پزشکی است که امیدواریم گامی‌در جهت بهبود و ارتقای کیفیت سلامت جامعه باشد.

به گفته او، با توجه به حجم فراوان توانمندی‌‌های معدنی در سطح ایران و به تبع آن توسعه فعالیت‌های صنعتی و معدنی، پیچیدگی زمین‌شناسی و از طرف دیگر گسترش شهرسازی و وجود بیماری‌هایی با علل نامعلوم، بررسی‌های زمین‌شناسی پزشکی در ایران ضروری به نظر می‌رسید و به این منظور پایگاه ملی داد‌ه‌های علوم زمین کشور پس از انجام بررسی‌ها در سطح ملی و بین‌المللی تدوین بانک اطلاعات زمین‌شناسی پزشکی را در دستور کار خود قرار داده است. مطمئنا تدوین بانک اطلاعات زمین‌شناسی پزشکی فصل آغازین ایجاد ظرفیت مطالعات این رشته در ایران است
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 10:48

سوالات درس هجدهم

 

1-پراکندگی فضایی یعنی چه؟مثال بزنید.

 

2-از هندسه بیشتر در چه شاخه ای از جغرافیا استفاده می شود؟

 

3-اقلیم شناسی(آب و هواشناسی) و ژئومورفولوژی یافته های کدامیک از علوم را در اختیار جغرافیا قرار می دهند؟

 

4-در جغرافیای رفتاری،از داده های کدام علوم استفاده می شود؟

 

5-فکر می کنید جغرافیای تاریخی یعنی چه؟توضیح دهید و مثال بزنید.

 

6-شاخه های فنون جغرافیایی را نام برده و علوم مرتبط با آنها را ذکر کنید.

 

7-شاخه های جغرافیای طبیعی و علوم وابسته به آن را نام ببرید.

 

8-شاخه های جغرافیای انسانی و علوم وابسته به آن را نام ببرید.

 

9-شاخه های اصلی علم جغرافیا را نام ببرید.

 

10-کاربردموضوعات جغرافیای طبیعی چیست؟

 

11-موضوع مورد مطالعه ی جغرافیای طبیعی کدام است؟

 

12-موضوع مورد مطالعه ی جغرافیای انسانی کدام است؟

 

13-کاربرد موضوعات جغرافیای انسانی چیست؟

 

14-توسعه در لغت و اصطلاح به چه معنا است؟

 

15-به چه دلایلی جغرافیدانان وارد میدان مطالعات اقتصادی و اجتماعی شده اند؟

 

16-رابطه ی بین جغرافیای طبیعی و انسانی را بنویسید.

 

17-باتوجه به درآمد کشور ها و معیارهای اقتصادی،کشورهای جهان به چند گروه عمده تقسیم می شوند؟

 

18-بعد از جنگ جهانی دوم،کشورهای جهان به چند گروه تقسیم شدند؟

 

19-باتوجه به در آمد کشورها و معیارهای اقتصادی کشورهای جهان به چند دسته تقسیم می شوند؟

 

20-منظور از توسعه ی پایدار چیست؟

 

21-ابعاد چهارگانه توسعه ی پایدار را نام ببرید.

 

22-بعد اقتصادی و بعد مکانی توسعه ی پایدار را توضیح دهید.

 

23-بعد فرهنگی و اجتماعی واکولوژیکی توسعه ی پایدار را توضیح دهید.

 

24-برای محاسبه میزان توسعه ی کشورها از چه شاخص هایی استفاده می کنند؟

 

تهیه کننده : محمد تاجیک سرگروه جغرافیای مدارس جمهوری اسلامی ایران در قطر

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 09:44

نقش رستم نام یک پایگاه باستانی در استان فارس ایران است که یادمان‌هایی از عیلامیان، هخامنشیان و ساسانیان را در خود جای داده است.

از جمله یادمان‌های نقش رستم می‌توان به آرامگاه چند تن از پادشاهان هخامنشی (از جمله داریوش کبیر و خشایارشا)، نقش برجسته‌هایی از وقایع مهم دوران ساسانیان (از جمله تاجگذاری اردشیر بابکان و پیروزی شاپور اول بر امپراتوران روم)، بنایی موسوم به کعبه زرتشت و نقش‌برجسته ویران‌شده‌ای از دوران عیلامیان اشاره کرد. نقش رستم در فاصله 6 و نیم کیلومتری از تخت جمشید واقع شده است و نام آن مانند نام‌های تخت جمشید، نقش رجب و بسیاری نام‌های مکان‌های تاریخی دیگر، وجه تسمیه تاریخی ندارد.
آرامگاه چهار شاه هخامنشی در نقش رستم جای گرفته است. هر چهار آرامگاه شکلی صلیبی دارند و در دل کوه با ارتفاع قابل توجهی از سطح زمین قرار دارند.ر آرامگاه داریوش اول
از بین چهار آرامگاه موجود، فقط این آرامگاه کتیبه دارد و تعلق آن به داریوش اول محرز است. در شاخه بالایی آرامگاه، شاه با لباس پارسی و کمان به دست بر روی سکویی سه پله ایستاده و در حال انجام مراسمی است که می‌تواند شاهی یا مذهبی باشد. تصویر فروهر یا به عقیده‌ای اهورا مزدا در بالای سر و پیشاپیش پادشاه قرار گرفته است و شاه دست خود را به علامت احترام رو به این تصویر گرفته. سی تن از نمایندگان قبایل مختلف تخت شاهی و سکوی سه پله روی آن را حمل می‌کنند.
در قسمت میانی آرامگاه حفره‌ای وجود دارد که ورودی آن مشابه درها و سرستون‌های هخامنشی در سنگ حجاری شده و نمایی از یک ساختمان مشابه ساختمان‌های تخت‌جمشید را نشان می‌دهد.
درون حفره‌ی آرامگاه سه اتاقک در دل کوه کنده شده است که در هر یک سه گور صندوق مانند قرار دارد. تمام این اتاقک‌ها و گورها خالی‌اند و احتمالاً توسط لشکر اسکندر غارت شده‌اند.


تصویری از نقش رستم

آرامگاه خشایارشاه

این آرامگاه در سمت راست آرامگاه داریوش اول قرار گرفته و بجز فقدان کتیبه و برخی اختلاف‌های جزئی در نقش‌های برجسته، کاملاً مشابه آن آرامگاه است. از میان آرامگاه‌های چهارگانه مورد بحث، آرامگاه خشایارشا بهتر از همه حفظ شده است و جزئیات سنگ‌تراشی‌های آن سالم مانده‌اند.
معماری داخل حفره‌ی آرامگاه با آرامگاه داریوش اول تفاوت‌های اساسی دارد
آرامگاه اردشیر اول
این آرامگاه در سمت چپ آرامگاه داریوش اول واقع شده است و حجاری آن در مقایسه با دو آرامگاه پیشین بسیار بی‌دقت است.
آرامگاه داریوش دوم
این آرامگاه غربی‌ترین (منتهی الیه سمت چپ) آرامگاه هخامنشی نقش رستم است و آن را به داریوش دوم منتسب می‌دانند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 فروردین ماه سال 1387 ساعت 17:53

قطر؛ ثروتمندترین کشور جهان اسلام

قطر از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی، ثروتمندترین کشور در دنیای اسلام است. سرانه قطر به حدی بالا است که اغلب وضعیت اقتصادی این کشور نه با کشورهای خاورمیانه که با اقتصادهای بزرگ اروپایی مقایسه می‌شود.

 

طبق آمارهای موجود سرانه تولید ناخالص داخلی این کشور کوچک عضو شورای همکاری خلیج فارس معادل سه چهارم کشورهای اروپایی است و با توجه به سیاست‌های این کشور تا رسیدن به اقتصادهای برتر جهان راه درازی باقی نمانده است.
قطر همچون دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس اقتصادی وابسته به نفت دارد. این در حالی است که با داشتن تنها 15‌میلیارد بشکه نفت خام می‌تواند تا 23 سال دیگر از این ذخیره انرژی برای توسعه اقتصادش بهره ببرد.
امروزه نفت 85‌درصد از درآمد صادراتی قطر را تشکیل می‌دهد و 60‌درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور آسیایی با درآمد نفتی ایجاد شده است.


در کنار نفت قطر یکی از بزرگترین دارندگان گاز طبیعی در جهان است. این کشور 7000کیلومتر مکعب ذخیره گاز طبیعی دارد که معادل 5‌درصد از کل ذخایر گاز طبیعی جهان است. امروزه قطر نه به دلیل حجم ذخایر نفتی بلکه به دلیل پتانسیل بالا در تولید و صادرات گاز طبیعی و گاز طبیعی مایع مورد توجه سرمایه‌داران بزرگی همچون آمریکا است.
به گزارش کنسول برنامه ریزی بانک مرکزی قطر در سال 2006 میلادی، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی این کشور برابر با 24/2‌درصد بود که سرانه تولید ناخالص داخلی این کشور را به 62914 دلار رسانید. در این سال نرخ رشد صنعت نفت و گاز کشور قطر برابر با 29‌درصد اعلام شد.
آمارهای بانک مرکزی قطر نشان می‌دهد در سال‌های 2005 و 2004 میلادی نرخ رشد تولید ناخالص داخلی کشور قطر به دلیل حضور بیشتر سرمایه‌های خارجی به ترتیب برابر با 33/8‌درصد و 34/8‌درصد بوده است. انتظار می‌رود تا انتهای سال 2011 میلادی ارزش تولید ناخالص داخلی این کشور به 97‌میلیارد دلار آمریکا برسد.
اقتصاد قطر یکی از صنعتی‌ترین اقتصادهای حوزه خلیج فارس است. به گزارش مقامات اقتصادی 81‌درصد از اقتصاد قطر را صنعت، 18/8‌درصد را بخش خدمات و 0/2‌درصد را کشاورزی تشکیل می‌دهد.
مهم‌ترین صنایع فعال در این کشور آسیایی را می‌توان صنعت تولید نفت خام، صنعت پالایش نفت، تولید آمونیاک، کودشیمیایی، پتروشیمی، تولید شمش‌های فولادی، سیمان و تعمیر کشتی‌های تجاری نام برد. قطر سالانه حجم کلانی از محصولات کشاورزی و مواد غذایی مورد نیاز خود را وارد می‌کند.
آمارهای ارائه شده توسط دولت قطر نشان می‌دهد در سال 2006 میلادی بخش کشاورزی و ماهیگیری تنها 0/1‌درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می‌داد. در این سال تولید 3/7درصد، بخش برق و آب 1/3درصد، ساختمان و عمران 5/4‌درصد، تجارت در کنار درآمد رستوران‌ها و هتل‌ها 4‌درصد، حمل و نقل و ارتباطات 2/9‌درصد، بخش خدمات مالی 8/2درصد و خدمات دیگر 8/9‌درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل داده بود.
قطر در سال‌های گذشته حجم زیادی سرمایه‌گذاری خارجی جذب کرد. حجم این سرمایه‌ها با افزایش حضور آمریکا و سرمایه‌های آمریکایی بیشتر شد و زمینه را برای بیشتر شدن نرخ رشد اقتصاد این کشور فراهم کرد.
توسعه همه جانبه اقتصاد قطر و بالا رفتن سرانه تولید ناخالص داخلی در این سرزمین سبب شد تا قطر به پایگاه اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس بدل شود. این کشور هم اکنون مرکز بانکداری کشورهای حوزه خلیج فارس است و انتظار می‌رود تا چند سال آینده این نقش پررنگ‌تر شود.
شاید به همین دلیل است که قطر به‌رغم دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس عجله ای برای کاهش وابستگی به صنعت نفت و گاز و ایجاد تنوع در اقتصاد ندارد. این کشور در هر سال درآمد کلانی از نفت و گاز بدست می‌آورد و با توجه به حجم کلان سرمایه‌های خارجی موجود در آن و حمایت‌های اقتصادی ایالات متحده آمریکا در نظر دارد تا حد امکان از این موقعیت استفاده ببرد.
در سال گذشته میلادی قطر معادل 33‌درصد از تولید ناخالص داخلی خود سرمایه خارجی جذب کرد. به گزارش کنفرانس توسعه و تجارت سازمان ملل متحد، کشور قطر در میان 141 کشور رتبه دهم را از نظر شاخص پتانسیل جذب سرمایه‌های خارجی دارد و این به معنای آینده‌ای روشن‌تر برای اقتصاد قطر است.
در ده ماه اول سال مالی
2007/ 2006میلادی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در این کشور 37‌درصد رشد کرد و به 4/1‌میلیارد دلار رسید. این در حالی است که در مدت مشابه سال قبل این کشور عربی تنها 3‌میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب کرده بود. سهم اعظم این سرمایه‌ها به بخش تولید گاز طبیعی مایع درون‌ریز شد.
دولت قطر در صدد است تا زمینه را برای جذب 2‌میلیارد سرمایه خارجی فراهم کند که در صورت تحقق این مساله در سال مالی 2007/2006میلادی کشور مذکور بیشتر از 6‌میلیارد سرمایه خارجی جذب خواهد کرد.
پژوهشگران واحد مطالعات اقتصادی رسیدن حجم سرمایه‌گذاری خارجی قطر را به 6‌میلیارد دلار امری محتمل می‌دانند؛ زیرا بستر حاکم بر اقتصاد این کشور برای جذب سرمایه‌ها مناسب است.
به گزارش واحد مطالعات اقتصادی کشور قطر (EIU) از نظر فرصت‌های بازاری، سیاست‌های دولتی برای واحدهای تولیدی کوچک و قدرت رقابت در جهان، سیاست‌های دولت برای سرمایه‌گذاران خارجی، سطح کنترل بر تجارت و نرخ تبادل ارز، مالیات‌ها، تامین مالی طرح‌ها، بازار کار و زیرساخت‌ها در موقعیتی است که توجه بسیاری از سرمایه‌گذاران را به خود جلب می‌کند.
از طرف دیگر ثبات اقتصادی این کشور حوزه خلیج فارس نیز یکی دیگر مسائلی است که ریسک سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد و سبب می‌شود هر روز بر شمار سرمایه‌گذاران خارجی در این کشور افزوده شوند.
در سال‌های اخیر سهم اعظم سرمایه‌های خارجی به صنعت گاز طبیعی مایع درون‌ریز شده است. قطر در نظر دارد تا سال 2010 میلادی به بزرگترین صادرکننده LNG در جهان بدل شود و برای این کار نیازمند سرمایه‌های خارجی است. البته دولت قطر برای فراهم کردن بستر مناسب برای جذب سرمایه‌ها و صنایع خارجی اصلاحاتی را در سیاست‌های کشور ایجاد کرد.

اولین اقدام در سال‌های آغازین قرن حاضر انجام شد که به زنان این کشور فرصت بیشتری برای حضور در عرصه‌های مختلف علمی و اجتماعی داده است. دولت قطر این کار را اولین گام در راه مدرنیزه شدن اقتصاد و اجتماع خوانده است.
دولت این کشور در صدد است تا سرمایه‌های خارجی را به بخش پتروشیمی و بخش‌های غیر مرتبط با انرژی نیز هدایت
کند. پژوهشگر واحد مطالعات اقتصادی معتقد است قطر موفق خواهد شد به هدف جذب سرمایه‌های کلان خارجی دست یابد. زیرا از یک طرف در میان کشورهای حوزه خلیج فارس بستر مناسب تری برای جذب سرمایه‌ها دارد و از طرف دیگر در میان کشورهای عربی از نظر ساختار اجتماعی پیشرفته‌تر است.
پس سرمایه‌گذاران خارجی ترجیح می‌دهند به جای ورود به عرصه‌های محدود اجتماعی کشورهای عربی وارد اقتصاد ثروتمند و اجتماع نسبتا آزاد قطر شوند و از تمام بخش‌های آن بهره ببرند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 17 فروردین ماه سال 1387 ساعت 07:31

ماسوله

در ۵۵ کیلومتری رشت در استان گیلان قرار دارد. این شهر در ناحیه‌ای کوهستانی و جنگلی در دامنه‌ای صخره‌ای با با وسعت آن ۱۶ هکتار و ارتفاع 1050 متر از سطح دریای آزاد ساخته شده‌است. ماسوله در ۳۲ کیلومتری جنوب غربی شهرستان فومن قرار دارد و از غرب به خلخال، از شمال به ماسال و از جنوب به تارم علیا محدود است.

این شهر طی شماره ۱۰۹۰ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

این شهرک هم اکنون رویارو با مسائلی مانند ریزش سنگ، سیل، رانش زمین، زمین‌لرزه، تصرف به منظور توسعه عمرانی و انسانی و تخریب و ... می‌‌باشد، که احتمال خطر را در این ناحیه به حداکثر می‌‌رساند.

حدود هشتصد تا هزار سال پیش مردمانی از نقاط مختلف سرزمین گسترده ایران به دلائل نامعلومی به منطقه ماسوله کوچ کردند. برخی از مردمان محلی نیز از منطقه ای به نام کهنه ماسوله واقع در 6 کیلومتری شمال غرب این شهر با این افراد همراه شدند. طی کاوش های انجام شده از محوطه باستانی کهنه ماسوله سفالینه هائی متعلق به قرون پنجم تا هشتم هجری قمری بدست آمده است که دقیق ترین مستندات قابل توجه تاریخی می باشند.

در ۱۰ کیلومتری بالاتر از ماسوله جدید، ماسوله قدیم با آثار و بازمانده‌های انسانی از قبیل سنگ کوره و ... در منطقه‌ای گسترده پراکنده شده است که جزء آثار باستانی بشمار می‌آیند.

زبان مردم ماسوله تالشی است.

ماسوله دارای محله‌های ریحانه بر، خانه بر، مسجدبر، کشه سر و اسد محله است.

قلل مهم ماسوله عبارت‌اند از: شاه‌معلم (شامولوم)، آسمانکوه، لاسه سر، تروشوم و کله قندی. که قله شاه معلم با ارتفاع ۳۰۵۰ متر بلندترین نقطه استان گیلان می باشد.

 معماری ماسوله

ماسوله دارای معماری منحصر به فردی است. محوطه جلوی خانه‌ها و پشت بام‌ها هر دو به عنوان پیاده رو استفاده می‌شوند. خیابان‌های کوچک و پله‌های بسیار به هیچ وسیله نقلیه موتوری اجازه ورود نمی‌دهد. معماری ماسوله در یک جمله توصیف می‌شود: حیاط ساختمان بالایی پشت بام ساختمان پایینی است. ساختمان‌ها معمولاً از دو طبقه تجاوز نمی‌کنند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 17 فروردین ماه سال 1387 ساعت 07:25


جنگل حرا


حرا ، درختی که از اشک چشم آدم رویید

سواحل جنوبی ایران با مناطق خشک و دریایی آب شور شناخته شده است ؛ اما نکته شگفت انگیز این منطقه گیاهی است که بی نیاز به آب شیرین می روید.



به روایتی این گیاه اسطوره ای که از اشک چشم آدم روییده است ، حرا نام دارد و به افتخار دانشمند شهیر ایرانی ، بوعلی سینا این نام را بر آن نهاده اند. این درختچه در سواحل ومرداب های ساحلی مصر ، عربستان و سواحل جنوب ایران ، دیده می شود. حرا در 8 منطقه حفاظت شده بین المللی ایران می روید که در این میان جنگل های همیشه سبز دریایی حرا در حاشیه شمالی غربی قشم ، از زیباترین گردشگاه های خلیج فارس به شمار می آید.

به این گیاه در بندرعباس حرا ، در بلوچستان تمر و در بعضی از نقاط تول گفته می شود. به عربی نیز آن را شوری و شوره می نامند. حرا ، گیاهی از تیره شاه پسند است. دانه آن روی درخت مادر می روید و نهال تولید می کند. سپس از درخت جدا می شود و داخل مرداب می افتد. جنگل حرا بر دریا و آب شور قرار دارد واین سازش با آب شور و شرایط نامناسب ، از حرا یک گیاه استثناییی ساخته است. درختان حرا ، در قسمتهای کم عمق خور خوران کنار و روی تپه های جزیره مانندی که هنگام پایین رفتن آب دریا از آب بیرون می مانند قرار گرفته است. عمق آب این مناطق از یک تا یک و نیم متر تجاوز نمی کند ؛ بنابراین جنگل هنگام بالا آمدن آب دریا ، در آبهای نیلگون خلیج فارس به حالت شناور می ماندو با فروکش کردن آب دریا به مدت 6 تا 7 ساعت مانند جنگل های مناطق خشک نمایان می شود.

مساحت کل جنگل های حرا 7 هزار و 500 هکتار و مساحت حوزه جزیره قشم 2 هزار و 400 هکتار تخمین زده شده است.
جنگل های حرا خلیج نای بند گسترده ترین نواحی پراکنش این اجتماعات در ختی کمیاب با وسعت 390 هکتار ، آخرین مجموعه انبوه و وسیع این در ختان ساحلی درجنوب غربی آسیا محسوب می شود. جنگل های حرا عسلویه بوشهر به عنوان ذخیره گاه بیوسفری ساحلی آب های جنوب کشور در پارک ملی دریایی نای بند یکی از مناطق حساس ساحلی به شمار می آید که در اکوسیستم خود گیاهان شور پسند دریایی ، جانداران کف زی و پرندگان مهاجر اقیانوسی را پناه داده است و به عنوان بانک ژنی سودمند برای نسل حاضر و آینده نقش ایفا می کند. وجود جنگل های حرا در کرانه خلیج منحصر بفرد نای بند عسلویه بوشهر ، این منطقه را به صورت بی نظیر ترین پارک ملی دریایی بین المللی معرفی کرده است.

جنگل حرا در سواحل جنوبی ایران، مهد انواع گوناگون آبزیان ، پرندگان و دوزیستان است. از پرندگان می توان به مرغ ماهیخوار ، حواصیل ، لک لک ، پلیکان ، مرغابی ومرغ دریایی و از ماهی ها به خرچنگ ، مار دریایی ، شیلو ،کلینگ ( نوعی از صدف ) و انواع مختلف قورباغه اشاره کرد.

به همین دلیل به جنگل های حرا در ا منطقه قشم، 3 عنوان جهانی منطقه حفاظت شده بین المللی ، ذخیره گاه زیست کره و تالاب بین المللی نام داده اند ؛ چرا که 80 دررصد آبزیان خلیج فارس دوره تخم ریزی خود را در این منطقه می گذرانند.
گیاهان حرا برگهایی با ظاهر بییضی شکل و قاعده ای باریک ( دوکی شکل رویه سبز و براق دارند و پشت برگها نیز سفید یا خاکستری رنگ است. طول این برگها حدود 5 تا 5/7 سانتی متر است. میوه حرا ، بادامی شکل است و به یک خامه باریک منتهی می شود. ریشه های زانویی ، شکل منظمی ندارند ، اما گل حرا که از فرط کوچکی ناپیدا است و غیر محسوس حکایتی عجیب دارد. گلی به رنگ طلایی با 4 گلبرگ ، که هر گلبرگ بیشتر از چند میلی متر طول ندارد. عطری شیرین و خنک ،که تا شعاع چند متری اطراف آن پراکنده می شود.

گیاه حرا که گاه به عنوان علوفه خشک برای خوراک چهارپایان استفاده می شود ، فواید شگفت انگیزی دارد.

درختان حرا از نوع گیاه مانگرو است که میتواند در آبهای شور زندگی کند و بافت ساقه ، تنه و ریشه این درخت به گونه ای است که آب شور دریا را تصفیه ومواد مورد نیاز آن را جذب و بقیه مواد را دفع می کند. پوست حرا بر باسیل هانزن که موجب جذام می شود ،موثر است. شیره درون آوندهای آن بر بیماری خشکی که بیماری پوستی شایع در منطقه هرمزگان است ، تاثیری قابل توجه دارد. در صنعت از تانن موجود در حرا ، برای تولید جوهر مازو استفاده می شود. چسب تخته و خمیر چوب از دیگر مصارف صنعتی آن است.

مناطق حراخیز ایران عبارتند از تیاب ،جاسک چاربهار و کناره های شمالی و غربی جزیره قشم.

در زمینهای اطراف خورتیاب از حدود 3 کیلومتری بندر تیاب میناب ، بوته های حرا به چشم میخورد. طول خورتیاب 7 مایل دریایی است. در 2 سمت خور جاسک و در چابهار نیز حراهایی به شکل پراکنده دیده می شود ؛ اما بهترین نوع حرا از نظر رشد ارتفاع و انبوهی در ناحیه قشم ، میان سواحل قشم ،پل و خمیر است.



از راه خشکی ( مثلا سواحل قشم ) راهی به درون جنگل ها نیست و تنهاراه دیدن آنها ، راه آبی است. برای تماشای این جنگل نیز باید با ناخدایان پرتجربه همراه شد ، چون تنها آنها میی توانند آبراهه های کوچک و متعدد موجود جنگل را شناسایی کنند.

جنگل حرا بر دریا و آب شور قرار دارد و این سازش با آب شور و شرایط نامناسب ، از حرا یک گیاه استثنایی ساخته است

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 15 فروردین ماه سال 1387 ساعت 18:43

 استان هرمزگان  

استان هرمزگان با وسعت حدود 71193 کیلومتر مربع؛ معادل 3/4 درصد مساحت کشور را به خود اختصاص داده است. این استان در جنوب کشور قرار گرفته و از شمال به استان کرمان، از جنوب به آبهای نیلگون خلیج فارس، از شرق به استان سیستان و بلوچستان و از غرب به استانهای فارس و بوشهر محدود شده است. استان هرمزگان دارای 11 شهرستان، 21 مرکز، 29 بخش، 76 دهستان و 1908 آبادی دارای سکنه است.


نقشه تقسیمات استان هرمزگان؛ عکس از سازمان نقشه برداری کشور
نقشه تقسیمات استان هرمزگان؛ عکس از سازمان نقشه برداری کشور


در تقسیمات کشوری بیشترین گستره استان هرمزگان تا سال 1345 در محدوده استان کرمان قرار داشت. در سال 1346 این این بخش، از استان کرمان جدا شد و به استان ساحلی و سرانجام در سال 1355 به استان هرمزگان تغییر نام پیدا کرد.
تاریخ این منطقه و زندگی مردمان ساکن در آن در واقع بخشی از تاریخ خلیج فارس بوده و با آن پیوندی ناگسستنی یافته است.
بنا بر تحقیق آنوبانینی پیش رفتگی اقیانوس هند که امواج آن بر کناره استان های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر و خوزستان بوسه می زند از زمان هخامنشیان به نام خلیج فارس خوانده می شده است. نزدیکی خلیج فارس به پایتخت دولت هخامنشی باعث توجه آنها به این محدوده نیلگون شده و تسلط بر آنرا در جهت حراست از کیان خود ضروری می دانستند. از اینرو برخی از مورخان بر این باورند که بندرعباس در دوره هخامنشی وجود داشته و دارای اهمیت بوده است. این عنایت تا سلسله های بعدی نیز استمرار یافته به طوریکه طبق اسناد موجود تاریخی در دوران داریوش هخامنشی و انوشیروان ساسانی، کشتی های تجاری از خلیج فارس و بنادر آن استفاده کرده و تا مرزهای سیلان و حتی چین را در می نوردیدند.
بندرلنگه نیز در دوره هخامنشی از بنادر مهم تجاری خلیج فارس بوده که به دلایل تاریخی دستخوش سیر قهقرایی می گردد تا مجددا در قرون اخیر این بندر همراه با بندر کنگ (با ضم کاف) که در 5 کیلومتری آن قرار دارد دارای اهمیت تجاری شود. این بنادر در دوران سلسله های زندیه و قاجاریه، مرکز تجارت مروارید بوده و از رونق اقتصادی شایان توجهی برخوردار می شوند؛ به نحوی که بندر کنگ در دوره قاجار به عروس بنادر اشتهار می یابد. جهانگردان عرب و اروپایی در سفرنامه های خود از رونق تجارت بازارهای بزرگ و نظافت کوی و برزن این شهرها سخن گفته اند. بر طبق این سفرنامه ها در هرمز قدیم کوچه ها را با حصیر و حتی در بعضی نقاط با قالی فرش می کرده و برای جلوگیری از گرمای آفتاب پرده های کتانی زیبا بر پنجره ها می آویختند. صدور انواع کالاهای تجارتی مانند نیشکر، نیل، مروارید و فرآورده های کشاورزی و دامی از هرمز به هند و اروپا خود نشان از آبادانی این شهر می دهد. گفته شده که برای تیمور لنگ گورکانی بهترین انواع لولو و مروارید را از هرمز به ارمغان می آوردند. بعضی از آثار تاریخی به جا مانده در استان که هر کدام مربوط به دوره ای از تاریخ دیرپا و پرفراز و نشیب این خطه است منعکس کننده قدمت، دیرنگی و شکوفایی تمدن آن است. هر چند بیشتر آثار باستانی استان مربوط به دوران صفویه و بعد از آن است و اکثر بناهای قدیمی دستخوش تطاول طبیعت شده و یا با هجوم و تاراج اقوام تجاوزگر از میان رفته، ولی بعضی از این آثار به جا مانده مانند قلعه فین که تاریخ بنای آنرا زمان اردشیر بابکان می دانند و یا خرابه های شهر باستانی خریس در قشم که مربوط به دوره مادها است؛ این حقیقت را که منطقه هرمزگان نیز از گذشته کانون و پذیرای تمدنی کهن بوده، به اثبات می رساند.
پس از رخداد رنسانس و به ویژه انقلاب صنعتی که نتیجه تبعی آن رشد کشورهای اروپایی و گسترش استعمار و تجاوزگری در جهان بود؛ اقیانوس هند، آنچنان که آنوبانینی دریافته است؛ خلیج فارس و بنادر و جزایر واقع در آن مورد هجوم غرب قرار گرفت. پرتغالی ها نخستین اروپائیانی بودند که اولین کشتی های خود را به فرماندهی واسکودوگاما در سال 1498 میلادی و ناوگان بعدی را به فرماندهی البوکرک در سال 1507 میلادی به خلیج فارس اعزام داشتند. در سال 914 هجری شمسی که حکومت مرکزی ایران ضعیف و دستخوش تفرقه و بی سیاستی بود، جزیره هرمز به تصرف ارتش متجاوز پرتغال درآمده و سیف الدین، حاکم جزیره در نبردی نابرابر شکست خورد و متواری شد. پرتغالی ها بیش از یک قرن بر هرمز، کیش و بندرعباس مسلط بوده و مقدرات مردم آنرا در دست خود گرفتند. سایر دول استعمارگر اروپا نیز مانند انگلیس و هلند و حتی فرانسه در کسب منافع تجاری از همتای پرتغالی خود عقب نمانده و هر یک به نوبه خود سهمی از این خوان گسترده می خواستند تا اینکه سرانجام در سال 1031 هجری قمری، شاه عباس صفوی با استفاده از رقابت موجود بین دول فوق و توسط سردار خود امام قلی خان با اقدام نظامی به سلطه 117 ساله پرتغالیها خاتمه داد. به پاس این پیروزی؛ بندر گمبرون به نام بندرعباس خوانده شد و رونق خود را از آن زمان آغاز کرد.

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 15 فروردین ماه سال 1387 ساعت 18:40

استان سیستان و بلوچستان  

 

چنین آراسته جایی تو را هر لحظه ای گویان
                                     کجا شد رخشت ای رستم، بیا تا سیستان بینی (قوامی رازی)

استان سیستان و بلوچستان با وسعتی حدود 187502 کیلومتر مربع، در جنوب شرقی ایران واقع شده است. این استان پهناور در سمت شرق با کشور پاکستان 900 کیلومتر و با کشور افغانستان 300 کیلومتر مرز مشترک و در جنوب با دریای عمان به طول تقریبی 270 کیلومتر مرز آبی دارد. این استان از شمال و شمال غرب با خراسان جنوبی و از غرب با استان کرمان و هرمزگان همجوار است. استان سیستان و بلوچستان به لحاظ وسعت از بزرگ ترین استان های کشور به حساب می آید. این استان از دو ناحیه تشکیل یافته که از لحاظ طبیعی با یکدیگر کاملاً متفاوتند.


نقشه تقسیمات استان سیستان و بلوچستان؛ عکس از سازمان نقشه برداری کشور
نقشه تقسیمات استان سیستان و بلوچستان؛ عکس از سازمان نقشه برداری کشور


ناحیه سیستان با 8117 کیلومتر مربع وسعت، در قسمت شمالی این استان قرار داشته و حوزه مسطح و مسدودی است که از آبرفت های دلتای قدیمی و فعلی رود هیرمند تشکیل شده است. ناحیه بلوچستان به مساحت 179385 کیلومتر مربع، منطقه وسیع کوهستانی است که حد شمالی آن کویر لوت و حد جنوبی آن دریای عمان است. مرزهای طولانی آبی و خشکی استان با کشورهای افغانستان، پاکستان و کشورهای حوزه خلیج فارس، موقعیت ویژه ای را به آن بخشیده و سبب ایجاد شرایطی خاص شده است. چندگانگی و تنوع مذهبی، گویشهای مختلف و نمود تعلقات قومی و قبیلهای و استقامت و سخت کوشی مردم از دیگر ویژگیهای اجتماعی این استان است.

سیستان خانه مردان جهان است و بدوست
                                                              شرف خانه ی مردان جهان تا محشر (فرخی)

بنا به به سر شماری سال 1375 جمعیت استان بیش از یک ملیون و هفتصد هزار نفر بوده که با توجه به وسعت استان از لحاظ جمعیتی این استان بعد از سمنان کم تراکم ترین استان کشور است. از لحاظ شهر نشینی نیز این استان با متوسط کشور تفاوت هایی دارد و بیشتر جمعیت استان (54%) در روستاها زندگی می کنند.
در مطالعات زمین شناسی، منطقه شرق ایران را معمولا به عنوان یک واحد مستقل بررسی میکنند. این منطقه در اواخر دوران سوم زمینشناسی در اثر جنبش های کوه زایی از دریا جدا شده است. قسمت جنوبی استان (مکران) یکی از مناطق در حال فرونشستن تدریجی است بر همین اساس پوسته اقیانوس هند با شیب بسیار تندی در زیر این منطقه به داخل زمین فرو میرود که یکی از علت های بوجود آمدن گِل افشانها و چشمه های آب معدنی فراوان در این منطقه است. ارتفاعات استان سیستان و بلوچستان به دوران دوم و سوم زمین شناسی تعلق دارد و سنگ های آن اغلب آهکی و گچی است.
منطقه سیستان و بلوچستان با توجه به موقعیت جغرافیایی، از یک طرف تحت تأثیر جریان های جوی متعدد مانند "جریان بادی شبه قاره هند" و به تبع آن باران های موسمی اقیانوس هند است و از طرف دیگر تحت تأثیر فشار زیاد عرض های متوسط قرار دارد که گرمای شدید مهم ترین پدیده مشهود اقلیمی آن است. در وضعیت هواشناسی این منطقه بادهای شدید موسمی، طوفان شن، رگبارهای سیل آسا، رطوبت زیاد  و مه صبحگاهی پدیده های قابل توجه است. این استان تابستان های گرم و طولانی و زمستان های کوتاه دارد. از آنجا که حداقل دما ندرتا به صفر درجه سانتیگراد می رسد، رویش گیاه در اراضی آبی تقریبا در تمام طول سال ادامه دارد. عمده بارندگی در زمستان صورت می گیرد. این ناحیه دو فصل متمایز زمستان با درجه حرارت معتدل و خنک در ماه های آذر، دی و بهمن و تابستان گرم در بقیه ماه های سال دارد. در تمام شهرهای استان حداکثر دمای سالانه، بالای چهل درجه سانتیگراد گزارش شده است. میانگین حداقل دمای سردترین ماه سال بین حدود دوازده تا سیزده درجه سانتیگراد متغیر است. سردترین شهر استان، زاهدان و گرمترین شهر آن ایرانشهر است. در نواحی ساحلی دریای عمان بنا به تحقیق آنوبانینی، به علت رطوبت ناشی از مجاورت با دریا، آب و هوای گرم با رطوبت بیشتری همراه است.
بارندگی در استان عمدتاً در ماه های زمستان صورت میگیرد و میزان متوسط سالیانه آن حدود هفتاد میلیمتر و بسیار نامنظم است. بیشترین نزولات جوی، در شهرستان های خاش و زاهدان و کمترین مقدار در شهرستان زابل روی می دهد. میزان متوسط رطوبت نسبی در سواحل دریای عمان، حدود هفتاد تا هشتاد درصد در دی ماه است؛ که در تابستان کاهش می یابد.
سیستان و بلوچستان یادآور سرزمین پهلوانان اسطوره ای ایران (رستم، سهراب، زال و...) است و این سرزمین یل پرور مهد بسیاری از اسطوره های ایرانی بوده و کمتر دیرین نامه ایست که نامی از این سرزمین نبرده باشد. نام این سرزمین بارها در شاهنامه فردوسی آمده است:

بیاراسته سیستان چون بهشت
                                              گلش مشک سارا بُد و زر خشت (شاهنامه فردوسی)

سیستان و بلوچستان در تمام دوره‎های تاریخی از اهمیت ویژه‎ای برخوردار بوده است. تشکیل اولین حکومت مستقل ایرانی بعد از اسلام، توسط یعقوب لیث صفاری در 248 ه. ق. تسخیر سیستان توسط مغول ها در سال 662 ه. ق. حمله وحشیانه تیمور لنگ به سیستان و قتل عام مردم آن در سال 785 ه. ق. از مهمترین اتفاقاتی است که تاریخ پر فراز و نشیب این استان در دوره اسلامی به خود دیده است. به نظر آنوبانینی در میان این حوادث تشکیل حکومت صفاریان توسط یعقوب لیث در تاریخ ایران دارای بیشترین اهمیت است. صفاریان همانگونه که ادوارد براون ذکر می کند: "مایه ی تجدید حیات ملی ایران بودند و حقی که این دودمان از این رهگذر بر گردن ایران دارند کم نبوده است." یعقوب لیث دارای اعتقادات شدید شیعی بوده است و شاید یکی از عوامل گسترش مذهب شیعه در منطقه سیستان نیز وجود همین حکومت باشد.

ناگه به فر ایزدی از بیشه شد پدید
                                                   یعقوب لیث شیر بیابان سیستان (ملک الشعرای بهار)

صفاریان که بسیار میهن دوست بوده اند و به زبان فارسی علاقه ای تام داشته اند، بر فرهنگ و ادبیات ایران بسیار تاثیر گذار بوده اند؛ به نحوی که اولین شاعران ایرانی که اشعاری از آنان در دست است؛ همچون محمد وصیف سگزی، بسام کورد سیستانی و محمد مخلد سیستانی؛ از میان سیستانیان و دربار صفاری بوده اند. از میان شعرای بزرگ ایران نیز می توان از فرخی سیستانی؛ صاحب قصیده مشهور "کاروان حله"؛ نام برد که یکی از مفاخر شعر پارسی به شمار می آید.

من قیاس از سیستان آرم که آن شهر من است
                                                                    وز پی خویشان ز شهر خویشتن دارم خبر (فرخی)

منطقه سیستان و بلوچستان در طول تاریخ، معبر و گذرگاهی میان شرق و غرب بوده و به همین دلیل ترکیب قومی آن نیز همواره در معرض تغییر، تحول و دگرگونی بوده است. مهم ترین محصول منطقه سیستان و بلوچستان؛ گندم است که درصد قابل توجهی از زمین‎های زیر کشت را به خود اختصاص داده و صنایع آن نیز در اطراف شهرهای بزرگی چون زاهدان قرار گرفته است. شیوه های مختلف معیشت و زندگی، موسیقی سنتی و زیبا، صنایع دستی هنرمندانه و جذاب، آثار تاریخی و معماری کم نظیر، شهرهای باستانی چون شهرسوخته که با قدمت بیش از 3000 سال قبل ازمیلاد؛ بیگمان روزگارانی دراز یکی از مهمترین مراکز شهرنشینی آسیا در عصر مفرغ بوده، به همراه جلوه های طبیعی هچون ساحل دریای مکران (عمان)، منطقه آزاد چابهار، دریاچه مشهور و مذهبی-اسطوره ای هامون، سیستان و بلوچستان را به یکی از استان های جذاب ایران در زمینه گردشگری تبدیل کرده است.

روی هامون سبز، چون گردون ناپیدا کران
                                                           روی صحرا ساده، چون دریای ناپیدا کنار (فرخی)

پوشش گیاهی این استان بسیار پراکنده و "لک های" است و به علت کمی بارندگی، فرسایش خاک، سیلاب و مصرف بیرویه اغلب پراکنده اند. مراتع استان نیز به دلیل کمی بارش و محدود بودن خاک وضع مطلوب ندارند. از گونه های گیاهی مناطق شمال استان: بادام کوهی، بنه، تاغ و گز و گونه های گیاهی مناطق جنوبی کهور ایرانی، کلیر، چگرد، چش و کنار را می توان نام برد.
ویژگی های جمعیتی استان عمدتا از نوع قومی و طایفه ی است و مردم علاوه بر زبان فارسی از دو گویش سیستانی (زابلی) و بلوچی استفاده می کنند. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری استان سیستان و بلوچستان دارای هفت شهرستان است که عبارتند از: ایرانشهر، چابهار، خاش، زابل، زاهدان، سراوان و نیک شهر است و آنوبانینی مهمترین آثار باستانی و مناطق گردشگری آنرا: آثار باقیمانده از شهر سوخته، ارگ کوه خواجه، سواحل بندر آزاد چابهار، کوه گل افشان بندر تنگ، قلعه های ایرانشهر، قلعه سه کوهه، انجیر معابد نیک شهر و مساجد و قلعه های باستانی دیگر می داند.

 

نمایی از گل فشان در غرب شهرستان کنارک جنوب بلوچستان

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 14 فروردین ماه سال 1387 ساعت 19:22

فهرست میراث جهانی

 

بارها در خبرهای مربوط به میراث فرهنگی شنیده‌اید که اثری در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده‌است. اما این فهرست به چه معناست؟ چه آثاری و با چه خصوصیاتی می‌توانند در این فهرست ثبت شوند؟ و آیا اصولا ثبت در این فهرست مزایایی دارد؟

 


نشان مرکز میراث جهانی یونسکو

سازمان علمی- فرهنگی یونسکو در سال ١٩٧٢،معاهده‌ای را در مورد میراث فرهنگی و طبیعی جهان به تصویب رساند. یونسکو در این معاهده چهارچوب‌های خاصی را برای میراث فرهنگی تعریف می‌کند. چهارچوب‌هایی که بتواند تا حد امکان معیارهای جهانی را با تمام تفاوت‌های موجود بین فرهنگ‌ها و ارزش‌های مورد نظر آنها در نظر بگیرد.

تاکید اصلی این معاهده بر حفظ میراث فرهنگی جهان در برابر خطرات و آسیب‌هایی است که هم از طرف طبیعت و هم از طرف عوامل انسانی، این ثروت‌ها را تهدید می‌کند. طبق اصول این معاهده، برخی از آثار فرهنگی و طبیعی جهان، به دلیل دارا بودن ارزش‌های استثنایی و منحصر به فرد، متعلق به کل بشریت است و بنابراین دولت‌ها و همچنین جامعه جهانی باید تلاش بیشتری در راه حفظ آنها به خرج دهند.


گنبد سلطانیه، ایران

بنای چغارزنبیل- شوش خوزستان

معیارهای شش گانه
برای آن که اثری فرهنگی بتواند در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت برسد لازم است حداقل با یکی از معیارهای شش‌گانه این معاهده انطباق داشته باشد. به زبان ساده و به طور خلاصه اثر کاندیدای ثبت باید:

معرف نبوغ یا دست آورد خلاقانه انسان باشد، تبادل ارزش‌های انسانی را در طول دوره‌ای خاص از تاریخ نشان دهد، شاهدی از سنت‌های درخشان فرهنگی زنده و یا از میان رفته باشد، نشان دهنده نمونه‌ای خاص از یک سبک معماری باشد، یا این که استفاده هوشمندانه انسان از زمین و محیط پیرامونش را جهت استقرار نشان و سرانجام این که به طور مستقیم یا ملموس با سنت‌ها، عقاید، آثار هنری یا ادبی در ارتباط باشد.


ویلا آدریانا، ایتالیا

روند بررسی آثار
هر سال دولت‌ها فرصت دارند تا پرونده یکی از آثار فرهنگی و یا طبیعی خود را به کمیته "میراث جهانی" یونسکو ارسال کنند. این پرونده باید دارای توضیحات کاملی از نظر فنی، تاریخی، معماری و سایر موارد مربوط باشد. کارشناسان کمیته میراث جهانی، پس از دریافت پرونده‌ها، آن‌ها را بررسی می‌کنند و در موارد لازم با سفر به کشورهای متقاضی از نزدیک به بررسی آن اثر تاریخی- فرهنگی و یا طبیعی می‌پردازند. چنان چه پرونده حداقل معیارهای لازم را داشته باشد باید در انتظار مجمع سالیانه کمیته ثبت جهانی بماند تا با حضور نمایندگان دولت‌ها، رای گیری به عمل آید و به این ترتیب بتواند در فهرست میراث جهانی ثبت شود. این نشست سالانه، هر سال در یکی از شهرهای دنیا برگزار می‌شود.


شهر ممنوعه، چین

کشورهای صاحب رکورد
از سال ١٩٧٨ روند بررسی و ثبت آثار کشورها در فهرست یونسکو آغاز شد. در میان کشورهای جهان ایتالیا با ۴١ ، اسپانیا با ٣٩ و چین با ٣٣ اثر بیشترین آثار ثبت جهانی را دارا هستند. ایران نیز تاکنون توانسته‌است هشت اثر تاریخی را در این فهرست به ثبت برساند.

زیگورات چغازنبیل، تخت جمشید، میدان نقش جهان، تخت سلیمان، ارگ بم، پاسارگاد، گنبد سلطانیه  و بیستون و قره کلیسا

آثار ثبت شده ایران در فهرست یونسکو هستند. ایران در سال ١٩٧٩ سه اثر خود یعنی چغازنبیل، تخت جمشید و نقش جهان را همزمان ثبت کرد و از آن پس به مدت بیست و چهار سال یعنی تا سال ٢٠٠٣، هیچ پرونده‌ای را به کمیته میراث جهانی ارائه نکرد.


الحمرا، اسپانیا

مزایای ثبت جهانی
ثبت یک اثر در فهرست میراث جهانی باعث می‌شود تا خواه ناخواه توجه بیشتری چه از سوی متخصصان و چه از سوی مردم نسبت به آن جلب شود. در ضمن سازمان یونسکو و سایر سازمان‌های جهانی مرتبط با بناها و یادگارهای تاریخی و فرهنگی نیز کمک‌های فنی و علمی خود را در صورت نیاز در اختیار کشور صاحب اثر می‌گذارند. همچنین صندوقی جهت حمایت‌های مالی از آثار تاریخی ثبت جهانی نیز وجود دارد.


میدان نقش جهان، ایران

ثبت جهانی همه چیز نیست
اما گرچه ثبت جهانی یک اثر ممکن است برای کشور صاحب آن غرور برانگیز باشد، اما این پایان راه نیست. در برخی مواقع، کشورهایی که اصول حفاظتی در آنها چندان جدی گرفته نمی‌شود، تنها به دنبال افزایش آمار ثبتی خود هستند. اما باید دید پس از ثبت یک محوطه یا یک اثر، نحوه حفاظت از آن چگونه است. به عنوان مثال بلافاصله پس از ثبت هشتمین اثر ایران، یعنی بیستون، در فهرست میراث جهانی، فعالیت‌های یک کارخانه پتروشیمی و همچنین شرکت مخابرات در حریم این اثر، آن را در معرض خطر قرار داد. بنابراین ثبت یک اثر به تنهایی نمی‌تواند عاملی تعیین کننده برای حفاظت آن باشد، کما این که قرار گرفتن نام یک اثر در این فهرست به معنای کم ارزش بودن آثار خارج از آن نیست.

تنها در صورتی که دولت‌ها و کشورهای صاحب اثر، یک استراتژی مدون و مشخص در قبال فرهنگ و آثار تاریخی داشته باشند، ثبت در فهرست میراث جهانی، می‌تواند به ابزار مناسبی برای معرفی و حفاظت یک اثر تبدیل شود. مسلما زمانی که آثار ثبت جهانی شده کشوری در معرض آسیب‌های انسانی و بی توجهی قرار می‌گیرند، اثرات منفی آن به مراتب بیشتر از تاثیرات مثبت ثبت آن در این فهرست خواهد بود.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 14 فروردین ماه سال 1387 ساعت 18:56
تعداد مناطق ثبت شده در فهرست ذخیرگاه بیوسفر یونسکو به ۵۲۹ سایت از ۱۰۵ کشور جهان رسیده است.
برنامه انسان و ذخیره‌گاه‌های بیوسفر، برنامه ای جهانی است که به منظور حفظ و بقای تنوع زیستی و ایجاد تعادل بین حفاظت تنوع زیستی و تشویق برنامه های توسعه اقتصادی- اجتماعی و حفاظت از آثار فرهنگی، مناطق خاصی از کشورها را توسط یونسکو تحت عنوان ذخیره زیست‌کره ثبت می کند.
 
 ۹منطقه تحت حفاظت سازمان محیط زیست ایران نیز از سوی یونسکو به عنوان ذخیره گاه  زیست کره در این فهرست جای دارند.
 
مناطق ثبت شده ایران در فهرست ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره یونسکو  شامل:
 
۱- پارک ملی و منطقه حفاظت شده کویر مرکزی در استان تهران

 ۲- پارک ملی گلستان در استان گلستان

۳- منطقه حفظت شده ارسباران در آذربایجان شرقی

۴- منطقه حفاظت شده گنو در هرمزگان

۵- پناهگاه حیات وحش میانکاله در مازنداران

- منطقه حفاظت شده ارژن درفارس

۷- پناهگاه حیات و منطقه حفظت شده توران در سمنان 

۸- منطقه حفاظت شده حرا در هرمزگان 

۹- پارک ملی دریاچه ارومیه

 
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 26 اسفند ماه سال 1386 ساعت 12:32
نقش انرژیهای تجدید پذیر در اقتصاد



با توجه به نیاز جوامع مختلف به انرژی روی آوردن کشورهای مختلف به انرژی های جایگزین سوخت های فسیلی اجتناب ناپذیر است. در حال حاضر در اکثر کشورها استفاده از انواع انرژی های نو و تجدیدپذیر آغاز شده و این روند به یک رویکرد نمادی در اقتصاد اکثر کشورها تبدیل شده است. گزارش حاضر نگاهی دارد به این روند در ایران.
با توجه به انفجار جمعیت و رشد روز افزون تقاضای انرژی، افزایش استانداردهای دگی، خطر گرم شدن بیش از حد کره زمین ناشی از پدیده گلخانه ای و آلاینده های محیطی و در نهایت مشکلات زیست محیطی و تهدید سلامت انسانها و کمبود منابع انرژی فسیلی از جمله مسائلی می باشند که توجه کشورهای جهان را به استفاده از انرژیهای تجدید پذیر جلب می نمایند به طوری که در برنامه ریزیهای خود تأمین درصدی از انرژیهای مورد نیاز کشورشان را از این طریق (توربین های بادی، انرژیهای خورشیدی، انرژی زمین گرمایی و...) منظور می نمایند. کشور پهناور ما ایران به جهت موقعیت خاص جغرافیایی خود در شمار بهترین کشورهای جهان از نقطه نظر بهره گیری از این انرژی ها محسوب می شود. در این راستا سازمان انرژیهای نو متعاقب سیاست گذاریهای وزارت نیرو عهده دار دستیابی به اطلاعات و فن آوری های دنیا در خصوص استفاده از منابع انرژیهای تجدید پذیر و پتانسیل سنجی و اجرای پروژه های متعدد (خورشیدی، بادی و زمین گرمایی) گردیده است.


نیروگاه های بادی


انرژی باد از جمله انرژی های تجدید پذیر است که به علت گستردگی، قدرت بازدهی بالا، اقتصادی بودن و اینکه در مقایسه با دیگر انرژیهای تجدید پذیر در ابعاد وسیع تری مورد بهره برداری قرار گرفته عملاً از جایگاه ویژه برخوردار است. در حال حاضر نیروگاه بادی منجیل بیش از ۲۵ عدد و با ظرفیت حدود ۱۰۰۰۰ کیلووات و نیروگاه بادی رودبار با تعداد ۴ واحد جمعاً به ظرفیت ۲۱۵۰ کیلووات و نیروگاه بادی هرزویل با ۳ واحد جمعاً به ظرفیت۹۰۰ کیلووات نصب و راه اندازی گردیده است تولید انرژی این نیروگاهها مجموعاً حدود ۱۷۵ میلیون کیلووات ساعت بوده است. لازم به ذکر می باشد که این آمار مربوط به سال۱۳۸۱ می باشد.
مرکز توسعه انرژیهای نو سازمان انرژی اتمی ایران، پروژه های مکان یابی، نصب توربین های برق بادی را در مناطق منجیل، هرزویل، ده سیاهپوش، کلهک، بادرود نطنز، فیروزکوه، تبریز و داماش رودبار و همچنین انتقال تکنولوژی ۹۰ مگاواتی نیروگاه برق بادی (در دو فاز ۳۰ و ۶۰ مگاوات) و نیز سرویس و نگهداری توربین های نصب شده را در دست اجرا دارد و یا به تمام رسانده است. تا پایان سال ۱۳۸۱ پیشرفت فیزیکی مربوط به فازهای۳۰ و۶۰ مگاوات نیروگاه برق بادی به ترتیب ۵۴ و ۲/۳ درصد بوده است به طوری که تاکنون از پیشرفت قابل قبولی برخوردار بوده است. پروژه احداث نیروگاه بادی بینالود و دیزباد در استان خراسان با ظرفیت ۹/۲۸ مگاوات برق و با توربین به ظرفیت ۶۶۰۰ کیلووات در دست اجرا می باشد. سال شروع پروژه ۱۳۸۰ و سال بهره برداری از آن پایان برنامه سوم توسعه پیش بینی شده است. مبلغ اعتبار پروژه فوق بالغ بر ۷۱ میلیارد و ۳۹۰ میلیون ریال بوده و مدیریت آن تحت نظارت معاونت امور برق است. پروژه احداث نیروگاه بادی در خواف و زابل به ظرفیت ۲۰ مگاوات در دست بررسی و مطالعه و پتانسیل سنجی قرار دارد. تاریخ پیش بینی بهره برداری از نیروگاه های فوق پایان برنامه سوم، مبلغ اعتبار تأمین شده بالغ بر۳۰ میلیارد ریال و سازمان بهره بردار، معاونت امور برق می باشد.
طرح ساخت توربین های داخلی به قدرت ۱۰ و۶۰۰ کیلووات از مدتی پیش در کشور آغاز گردیده به طوری که این پروژه ها اطلاعات بسیار مهمی از چگونگی طراحی توربین های بادی به دست خواهد داد.
ضمناً پروژه پتانسیل سنجی و تهیه اطلس باد کشور نیز در دست تهیه است. این پروژه شامل سه فاز است که در آن نقاط مستعد برای نصب ایستگاه های ثبت آمار لحظه ای باد مشخص می شود و سپس پس از ثبت یک ساله اطلاعات باد، نقشه اصلی باد کشور براساس آن اصلاح می گردد. لازم به ذکر می باشد که البته هنوز در کشور اطلس باد مناطق مختلف به صورت دقیق وجود ندارد به طوری که در حال حاضر برای انتخاب مکان برای توربین های بادی با مشکل مواجهه می شویم. همچنین توربین های وارداتی۳۳۰ و ۵۵۰ کیلوواتی از شرکت نورتانک و ۶۶۰ کیلوواتی وستاوس از نظر کلاس با مشخصات محیطی مکان مورد نصب دارای یک سری مشکلات می باشد که با توجه به اضافه شدن تجربه در حرکت کردن به سوی تکنولوژی انرژی های تجدید پذیر می توانیم قدم به قدم این مشکلات را برطرف نماییم. به هر حال در هر صنعتی برای آنکه بتوانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم باید مراحلی را بپیماییم به طوری که با سعی و خطا بتوانیم به نتیجه مورد نظر برسیم بخصوص آنکه جرقه ایجاد آن تکنولوژی در کشور دیگری زده شده باشد.


نیروگاه زمین گرمایی(ژیو ترمال)


کاربردهای انرژی زمین گرمایی به طور کلی به دو بخش عمده تولید برق و استفاده مستقیم از انرژی حرارتی طبقه بندی می گردد به منظور تولید برق از انرژی زمین گرمایی، آب های داغ یا بخارات داغ طبیعی از درون چاه های حفر شده به سطح زمین هدایت شده و جهت به چرخش درآوردن توربین مورد استفاده قرار می گیرند. آب داغ یا بخار داغ در نیروگاه های زمین گرمایی با گردش توربین های خاص و مولد های مربوطه باعث تولید برق می گردد و برخلاف نیروگاه های سوخت فسیلی هیچ ماده سوختی در نیروگاه های زمین گرمایی به کار برده نمی شود تولید برق از منابع زمین گرمایی هم اکنون در بیش از ۲۰ کشور جهان صورت می گیرد به طوری که مجموع برق تولیدی از این روش بیش از ۸۰۰۰ مگاوات می باشد. انرژی زمین گرمایی برخلاف سایر انرژیهای تجدید پذیر (خورشیدی، بادی، امواج و غیره) منشأ یک انرژی پایدار به شمار می آید. چنان که به طور مداوم و به صورت ۲۴ ساعت در روز و ۳۶۵ روز در سال می توان با بار کامل از آن برق یا انرژی حرارتی تولید کرد. در صورتی که سایر انرژیهای نو، فصلی و وابسته به زمان و شرایط خاصی هستند.
تولید برق از انرژی زمین گرمایی در منطقه مشکین شهر اردبیل (نیروگاه ۱۰۰ مگاواتی)
در سال ۱۳۷۴ مطالعات و بررسی های مربوط به پروژه نصب نیروگاه یکصد مگاواتی زمین گرمایی در ناحیه مشکین شهر، توسط معاونت امور انرژی وزارت دفاع شروع گردید و از سال ۱۳۷۵ با شروع فعالیت سازمان انرژی های نو ایران مدیریت بر اجرای پروژه به این سازمان محول گردید. عملیات اجرایی فاز اکتشافی تکمیلی آن مشتمل بر مطالعات ژئوفیزیک، ژئوشیمی و زمین شناسی از سال ۱۳۷۷ با همکاری مهندسین مشاور نیوزلند KML آغاز گردیده که در سال ۱۳۷۸ خاتمه یافت. پس از مطالعات ژئوفیزیک سه نقطه برای حفر چاه های اکتشافی تعیین شد. پس از تعیین محل حفر اولین چاه های اکتشافی مناقصه ای بین المللی برگزار شد و شرکت ملی حفاری ایران به عنوان برنده مناقصه حفر چاه های اکتشافی که هر یک به عمق تقریبی ۲۰۰۰ متر خواهد بود تعیین گردید.
قرار است این نیروگاه طبق برنامه تنظیمی و با بهره گیری از حداکثر توان فنی و مهندسی داخل کشور تا سال ۱۳۸۴ به بهره برداری برسد.


نیروگاه خورشیدی


پروژه نیروگاه خورشیدی ۲۵۰ کیلوواتی شیراز از نوع کلکتورهای سهموی خطی در سال ۱۳۷۴ توسط معاونت امور انرژی وزارت نیرو تعریف و طراحی آن به دانشگاه شیراز واگذار گردید. مدیریت این پروژه از اواخر سال ۱۳۷۷ و نظارت آن از آبان ماه ۱۳۷۹ به سازمان انرژی های نو ایران واگذار شد. عملیات اجرایی ساخت این نیروگاه از ابتدای سال ۱۳۷۸ در ۱۵ کیلومتری پل فسا، نیروگاه چرخه ترکیبی فارس آغاز گردید که به نظر می رسد الان در فاز بهره برداری باشد.


سیستم های فتوولتائیک


یکی از روش های سریع تبدیل انرژی تابشی به انرژی الکتریکی و یا به عبارت دیگر سهل الوصول ترین نوع استفاده از انرژی خورشیدی استفاده از ماژول های فتوولتائیک می باشد. تنوع موارد استفاده و قابلیت های مختلف این بخش باعث گردید تا در تمام نقاط جهان مورد استفاده عام قرار گیرد.
پروژه ۳۰ کیلووات متصل به شبکه: این پروژه در سال ۱۳۸۰ آغاز و در سال۱۳۸۱ به اتمام رسیده است. این طرح اولین نیروگاه از نوع متصل به شبکه در کشور می باشد. تا مدتی پیش بیش از ۲ مگاوات توسط این واحد به شبکه تزریق گردیده است. فعالیت دیگر در این زمینه پروژه نصب پایه های خورشیدی می باشد. در راستای اشاعه فرهنگ مصرف انرژی های پاک و همچنین بومی سازی استفاده از انرژی های خورشیدی در نیمه دوم سال ۱۳۸۱ طرحی با عنوان نصب پایه های خورشیدی در ادارات برق منطقه ای استان ها آغاز گردید که تا مدتی پیش این طرح در اداره برق جان، توزیع جان، اداره برق قزوین و همچنین اداره برق آذربایجان به مرحله اجرا درآمده است. از دیگر اقدامات انجام گرفته و یا در حین اجرا می توان برق رسانی به چادرهای عشایری و طراحی چراغ راهنمایی خورشیدی و... را نام برد.


نقش نیروگاه های آبی کوچک


استفاده از نیروگاه های آبی کوچک در کشور ما می تواند عامل توسعه مناطق روستایی باشد و از طرفی مانعی در سر راه مهاجرت روستاییان به شهرها گردد و به دلیل چند منظوره بودن این تأسیسات جهت آبیاری زمین های کشاورزی نیز می توان از آنها بهره برداری نمود. در سال ۱۳۸۱ از چهار نیروگاهی که توسط وزارت جهاد کشاورزی در دست بهره برداری بود، دو نیروگاه با قدرت نامی ۶۵ و ۱۲۵ کیلووات خارج از شبکه در استان های خراسان و گیلان، برق روستاهای محل احداث نیروگاه (به ترتیب روستاهای سردرود در خراسان و ارده در گیلان) را تأمین می کنند و سه نیروگاه دیگر در استان های کهکیلویه و بویراحمد (نیروگاه آبی یاسوج با قدرت نامی ۲۵۰۰ کیلووات) و فارس با قدرت نامی ۲۲۵۰ کیلووات در شهرستان سپیلان و نیروگاه گاماسیاب با قدرت ۲۸۰۰ کیلووات، انرژی تولیدی خود را به شبکه برق کشور تزریق می کنند. براساس آمار منتشر شده از سوی وزارت جهاد کشاورزی، تولید انرژی این نیروگاه ها در سال ۱۳۸۱ به ۲۵ میلیون کیلووات رسید که نسبت به سال ۱۳۸۰ ، ۳/۷۳ درصد افزایش را نشان می دهد. شایان ذکر می باشد که وظیفه احداث و بهره برداری از نیروگاه های آبی کوچک براساس نظر هیأت دولت به وزارت نیرو منتقل شد.
از پروژه های در دست اقدام می توان عناوین ذیل را نام برد:
- مطالعه و اضافه کردن نیروگاه بادی در مناطق مختلف کشور بخصوص منطقه منجیل و رودبار در شمال ایران.
- مطالعه و پتانسیل سنجی و بهره برداری سیستم های تولید همزمان برق گرما و سرما (co-generation) در دست اقدام است.
- مطالعه و امکان سنجی استفاده از سیستم های ذخیره سرما (ice storage) جهت تولید یخ در ساعات غیرپیک تابستان و استفاده در ساعات پیک به منظور سرمایش با هدف پیک سایی در دست اقدام است و همچنین دیگر پروژه های ریز و درشت که امیدواریم با یک سیستم مدیریت توانمند و خلاق به نتیجه مطلوب و از پیش تعیین شده برسد.
به قول ظریفی، مشکل ترین کارها با اولین قدم شروع می شود پس باید برای بهبود امور امیدوار بود.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 26 اسفند ماه سال 1386 ساعت 12:04

مقدمه

هدف از تهیه یک نقشه زمین شناسی نشان دادن پراکندگی سنگها و گسلها ، تاقدیس‌ها ، ناودیس‌ها و دیگر ساختمانهای زمین شناسی به صورتی است که در زمین ظاهر شده‌اند. در واقع این نقشه‌ها مقیاس کوچکی از پدیده‌های زمین شناسی می‌باشند که برای تفسیر پدیده‌های زمین شناسی ، بیان تاریخ زمین شناسی منطقه و ترتیب رسوبگذاری و اتفاقات گذشته مورد استفاده قرار می‌گیرند.

از آنجا که مشاهده تشکیلات زمین با وسعت زیاد آنها در حالت معمولی با چشم غیر ممکن بوده و بدون مشاهده کلیّه عوامل و برقراری ارتباط بین آنها نمی‌توان تصور صحیحی از وضعیت زمین بدست آورد. لذا نقشه‌های زمین شناسی برای این منظور اساسی ترین وسیله تحقیقات زمین شناسی می‌باشند. هر کدام از واحدهای تشکیلات زمین شناسی روی نقشه ها با رنگ مخصوص به خود نشان داده می شوند. شیب و امتداد طبقات و همچنین گسل‌ها و چین‌ها با علامات و نشانه‌های معینی مشخص می‌شوند. روی هر نقشه زمین شناسی یک راهنما جهت توضیح علامات بکار گرفته می‌شود.

تصویر

انواع سیستم های بیرون زدگی و عوارض زمین شناسی

سیستم بیرون زدگی طبقات افقی و نشان دادن آنها

در این سیستم طبقات قدیمی تر در پایین و طبقات جوانتر به سمت بالا قرار می‌گیرند. کنتاکت طبقات در لایه‌های افقی موازی خطوط تراز می‌باشند. اگر شیب طبقات به تدریج زیاد شود کنتاکت آنها به هم نزدیک و اگر شیب کم باشد، کنتاکت طبقات از هم بیشتر فاصله می‌گیرند. آبراهه‌های دندریتی شکل عموما در طبقات افقی حاصل می‌گردند.

سیستم بیرون زدگی طبقات مایل

اگر یک سری طبقات مایل شده و تحت تخریب و فرسایش قرار گیرند لایه‌ها به صورت نوارهای تقریبا موازی هم در روی زمین ظاهر می‌گردند. دره‌های ایجاد شده در طبقات مایل معمولا به شکل V بوده و بسته به کمی و زیادی شیب بترتیب شکل V بزرگتر و کوچکتر می‌گردد. و بالاخره در طبقاتی که عمودی هستند شکل V از بین می‌رود.

سیستم بیرون زدگی گنبد

ساختمانهای گنبدی بعد ار فرسایش شکل دایره‌ای یا بیضی به خود می‌گیرند که در این حالت طبقات به طرف خارج از ناحیه مرکزی شیب می‌خورند. این ساختمانها ممکن است از چند سانتیمتر تا چند صد کیلومتر مربع را اشغال نمایند. در این ساختمانها طبقات مرکزی مسن ترین و طبقات دور از مرکز جوانترین لایه ها را تشکیل می‌دهند. این حالت در نقشه‌های زمین شناسی نیز حفظ می‌شود. دره‌های حاصل شده به شکل V بوده و معمولا به خارج از مرکز گنبد قرار می‌گیرند.

سیستم بیرون زدگی حوضه رسوبی

حوضه‌های رسوبی بعد از تخریب و فرسایش شکلی مشابه رخنمون گنبدها به خود می‌گیرند. اما ترتیب طبقات در حوضه رسوبی برعکس گنبد می‌باشد. در حوضه‌های رسوبی طبقات موجود در مرکز جوانترین لایه‌ها را تشکیل داده و هرچه به حاشیه‌های حوضه نزدیک می‌شود سن طبقات قدیمی تر می‌شود. دره‌های V شکل موجود در حوضه رسوبی به طرف مرکز حوضه می‌باشد.

سیستم چین‌ها

چین خوردگی از معمول ترین پدیده‌های زمین شناسی می‌باشد که به دو صورت تاقدیس و ناودیس دیده می‌شوند. در تاقدیس‌ها طبقات قدیمی در مرکز و در ناودیس‌ها طبقات جوانتر در مرکز قرار می‌گیرند. در تاقدیس‌ها شیب طبقات به طرف خارج و در ناودیس به طرف مرکز می‌باشد. چین‌ها بعد از فرسایش در سطح زمین به شکل زیگزاگ و V در می‌آیند.

سیستم بیرون زدگی دگرشیبی زاویه‌دار

تشخیص دگرشیبی‌های زاویه‌دار روی نقشه از قطع ناگهانی طبقات قدیمی تر و پوشیده شدن توسط لایه‌های جوانتر می‌باشد.

سیستم بیرون زدگی گسلها

گسلها در نقشه‌های زمین شناسی از به هم خوردن ناگهانی نظم و عدم ادامه طبقات قابل تشخیص می‌باشد. برای سهولت تشخیص ، گسلها را با خطوط درشت در نقشه‌ها نشان می‌دهند.

سیستم بیرون زدگی توده‌های آذرین

توده‌های آذرین نفوذی به دو صورت هم‌شیب و دگرشیب دیده می‌شوند. توده‌های بزرگ مانند باتولیت‌ها و استوک‌ها معمولا با طبقات اطراف خود دگرشیب بوده و به شکل بیضی یا تقریبا دایره‌ای در سطح زمین یا نقشه دیده می‌شوند. این توده‌ها امتداد لایه‌های اطراف خود را قطع می‌کنند. دایکها و توده‌های کوچکتر معمولا در سطح تماس دایره‌ها نفوذ کرده و به صورت رگه‌های طویل و نسبتا مسطح ظاهر می‌شوند.

تصویر

علائم گذاری بیرون زدگیها

در نقشه‌های زمین شناسی معمولا سن طبقات را با علائم مشخص می‌کنند. علامتهای مورد استفاده در سن‌های طبقات در واقع اختصار دورانهای زمین شناسی می‌باشد. تمام علائمی که در روی نقشه بکار می‌روند در راهنمای نقشه نیز شرح داده می‌شوند. غالبا علائم قراردادی بر حسب نقشه‌ها فرق می‌کند. همچنین در یک نقشه علامتهای مختلفی برای توضیح عوارض موجود استفاده می‌شود که در زیر به برخی از آنها اشاره شده است:

علائمی که از یک حرف تشکیل شده‌اند.

در این نوع علائم معمولا تقسیمات چینه شناسی را بر اساس اختصار برخی از کلمات نشان می‌دهند. برخی ازاین علائم دارای اندیس‌های عددی ... ,1,2,3 می‌باشند. علامتهایی که با ارقام نشان داده می‌شوند در سری چینه شناسی به ترتیب از قدیم به جدید و یا از پایین به بالا به صورت مثلا نمایش داده می‌شوند. البته در برخی نقشه‌ها اندیس‌های عددی به صورت ارقام دومی نوشته می‌شوند که بر حسب افزایش حروف ، سری چینه شناسی را از جدید به قدیم نشان می‌دهند.

تقسیمات اضافی

با بکار بردن حروفی مثل در اندیس معرفی می‌شوند. هنگامی که این حروف همزمان با حروف عربی بکار روند به ترتیب حروف الفبایی از سری قدیم و جدید نوشته می‌شوند. به عنوان مثال از پایین به بالا داریم:
که به صورت C یک a و … خوانده می‌شود.

علائمی که برای انواع سنگها بکار می‌رود.

برای سنگهای دگرگونی و آذرین علائم گوناگونی در نقشه‌ها وجود دارد که معمولا هر سنگ را با یک علامت نشان می‌دهند. برای سنگهای آذرین درونی حروف یونانی را که در اصل به اسم ابتدایی سنگ نزدیک هستند را بکار می‌برند. به عنوان مثال برای گرانیت از γ (گاما) ، بازالت از ß (بتا) و آندزیت از α (آلفا) و … برای سنگهای دگرگونی نیز در برخی موارد از علائم یونانی استفاده می‌کنند و در پاره‌ای موارد نیز از حروف انگلیسی استفاده می‌کنند.

سایر اطلاعات نقشه‌های زمین شناسی

نقشه‌های زمین شناسی حاوی برخی اطلاعات دیگری نیز می‌باشند که برخی از آنها عبارتند از :


  • حاوی برخی از ویژگیهای ساختمان زیر سطح زمین مثل شیب‌ها ، محورهای چین‌ها ، برگشتگی‌ها ، برخوردهای غیرعادی و غیره می‌باشند.

  • در نقشه‌ها بعضی مواد معدنی جالب مثل سنگهای معدنی ، سنگهای ساختمانی ، ماسه و … به چشم می‌خورند. همچنین علائمی برای معادن در حال استخراج و یا سنگهای فسیل‌دار و … در نقشه‌ها وجود دارد.

روشهای مطالعه نقشه زمین شناسی

یک نقشه زمین شناسی را می‌توان از نقطه نظرهای مختلف ، مورد مطالعه قرار داد مانند مطالعه ساختمانی. مطالعه نقشه‌ها از لحاظ ساختمان بسیار مورد توجه بوده و معمولا با نشان دادن قسمت‌های زیر انجام می‌گیرد.

شماهای ساختمانی

شمای ساختمانی یک نقشه ساده است و در قسمت سطحی شامل بخش‌های مختلفی از جمله ، مجموعه اصول زمین شناسی که با سبک تکتونیکی و سری چینه شناسی آن مشخص می‌گردد. همچنین شمای ساختمانی شامل چینهای اصلی و رخدادهای زمین شناسی مثل گسلها و غیره می‌باشد.

مقاطع زمین شناسی

مقطع زمین شناسی ، برش زمین‌ها را در یک سطح عمودی نشان می‌دهد. و این در صورتی است که نیمرخ توپوگرافی تمام نقاط از روی نقشه رسم شوند. مقطع زمین شناسی به پاره‌ای از سنجش‌های معلوم نیازمند است که در حقیقت باید بتوان زمین‌های واقع در عمق را به شرط شناختن قسمتی بیرون زدگی آنها نشان داد. نداشتن داده‌های تکمیلی مثل حفاری و ژئوفیزیک باعث می‌شود که فقط روال حقیقی زمین‌ها را رسم کرد.

مقاطع بطور سری

برای دنبال کردن تحولاتی که در ساخت‌ها روی می‌دهد، می‌توان مقاطع متعددی با فواصل نزدیک رسم کرد. این مقاطع بطور سری ، یک مقیاس یکی پس از دیگری رسم و تفسیر می‌شوند که غالبا نقشه را گویاتر می‌کنند.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 25 اسفند ماه سال 1386 ساعت 09:48

نقشه‌های توپوگرافی نقشه‌هایی با مقیاس‌های بزرگ و کوچک هستند که برای نشان دادن خصوصیات فیزیکی سطح زمین بکار می‌روند. این نقشه‌ها برای مطالعات زمین شناسی بخاطر اطلاعات مفید آن از جمله قابلیت اندازه گیری فواصل افقی و یا ارتفاع عمودی نقاط مختلف یک وسیله اساسی به شمار می‌روند.

منحنی‌های میزان

منحنی‌های میزان خطوط فرضی هستند که تمام نقاط واقع در آنها دارای ارتفاع یکسان نسبت به سطح دریا و یا یک مبدا مشخص هستند. منحنی‌های میزان علاوه بر مشخص نمودن وضعیت پستی و بلندی ناحیه ارتفاع و شیب واقعی محل را نیز مشخص می‌نمایند.
فواصل منحنی‌های میزان بیانگر مسافت عمودی بین دو منحنی هستند. این فاصله معمولا برای تمام منحنی‌های متوالی ثابت نگهداشته می‌شود. مگر در مواقعی که ارتفاع منطقه معینی مانند
قله و غیره را نشان دهند.

تصویر


قوانین مربوط به منحنی‌های میزان

  • خطوط تراز به طرف بالادست رودها یا به طرف بالادست دره خم می‌شوند. در محل دره‌ها این منحنی‌ها ، شکل V بوجود می‌آورند که نوک آن به طرف بالادست رود است و بطرف بالادست رود منحنی میزان پی‌درپی ارتفاعات بالاتری را نشان می‌دهند.
  • خطوط تراز در قسمت‌های فوقانی تپه‌ها منحنی‌های بسته‌ای را بوجود می‌آورند. قله تپه بالاتر از بالاترین منحنی میزان بسته قرار دارد.
  • گودال‌های (فرورفتگی‌های) فاقد راه خروجی را با منحنی‌ها بسته هاشوردار نشان می‌دهند. هاشورها طوری زده می‌شوند که نوک خط‌های هاشور طرف داخل گودی را نشان دهند.
  • فاصله خطوط تراز در دامنه‌های کم‌شیب بیشتر می‌شود.
  • فاصله خطوط تراز در دامنه‌های پرشیب کم می‌شود.
  • خطوط تراز دارای فواصل یکسان نشانگر دامنه‌های دارای شیب یکنواخت است.
  • خطوط تراز در موارد استثنایی همچون صخره‌های آویزان ، از روی یکدیگر عبور نکرده و همدیگر را قطع نمی‌کنند.
  • تمام خطوط تراز ، در نهایت یا در روی خود نقشه یا در حاشیه نقشه بسته می‌شوند.
  • یک خط تراز بالا هیچ وقت بین دو خط تراز پایین‌تر از خود قرار نمی‌گیرد و بالعکس ، به عبارت دیگر تغییر در جهت شیب زمین همیشه با تکرار خطوط تراز هم ارتفاع به صورت دو خط تراز جداگانه هم ارتفاع و یا برروی یک خط ترازی که دور می‌زند همراه است.
  • ارتفاع نقاط مرتفع بین خطوط تراز در بسیاری از جاها همچون تقاطع جاده‌ها ، قله کوهها و سطح دریاچه داده می‌شود.

پستی و بلندی

پستی و بلندی (رلیف) نشانگر اختلاف ارتفاع بین دو نقطه است. رلیف حداکثر ، حاکی از اختلاف ارتفاع بین بلندترین و کوتاهترین نقاط مورد نظر است. رلیف ، فاصله عمودی بین خطوط تراز متوالی به کار رفته در نقشه است را تعیین می‌کند. وقتی برجستگی کم باشد از فواصل عمودی کمی چون 10 یا 20 پا استفاده می‌نمایند. در نواحی مسطح مثل یک دره رودخانه‌ای پهن یا جلگه‌های مسطح از فاصله عمودی 5 پا استاده می‌کنند. در کوههای ناهموار جایی که برجستگی صدها پا باشد از فواصل عمودی 50 یا 100 پا استفاده می‌کنند.

مقیاس نقشه

مقیاس (Scale) نقشه ارتباط بین مسافت یا سطح را روی نقشه نسبت به مسافت یا سطح در روی زمین را نشان می‌دهد. این مقدار را عموما به صورت نسبی همچون یا 1:24000 نشان می‌دهند. صورت معمولا 1 است و نشانگر فاصله روی نقشه است و مخرج یک عدد بزرگ است که نشانگر فاصله در روی زمین است. بدین ترتیب 1:24000 به معنی آن است که یک واحد روی نقشه معادل 24000 برابر همان واحد روی زمین است.

این امر بستگی به اندازه واحد ندارد. اغلب ، یک مقیاس ترسیمی ، یا پاره خطی ، مفیدتر از مقیاس کسری است، زیرا اندازه گیری فاصله با آن آسانتر است. مقیاس پار‌خطی ، شامل پاره‌خطی است که به فواصل مساوی تقسیم شده که نمایانگر فواصل مساوی روی نقشه است. برای اندازه گیری دقیق کسری از واحد ، معمولا یک قسمت در طرف چپ ، به واحدهای کوچکتری تقسیم شده است.

رنگ‌ها و علائم

هر رنگ و علامتی که در نقشه توپوگرافی سازمان زمین شناسی آمریکا بکار رفته دارای معنی خاصی است. معنی هر رنگ به قرار زیر است:


  • آبی - برای آب
  • سیاه - سازه‌های دست انسان مثل خانه ، مدرسه ، کلیسا ، جاده و غیره
  • قهوه‌ای - خطوط میزان
تصویر

  • قرمز - نواحی شهری ، جاده‌های مهم ، خطوط تقسیم زمین‌های عمومی

تهیه مقاطع توپوگرافی

برای پی بردن به حالت طبیعی پستی و بلندی سطح زمین در هر مسیری می‌توان مقاطع توپوگرافی را تهیه نمود. در تهیه مقاطع معمولا فاصله عمودی به خاطر بزرگی کوچکتر از مقیاس افقی نشان داده می‌شود. جهت رسم یک مقطع ، ابتدا باید یک صفحه کاغذ را که دارای خطوط افقی و موازی هم می‌باشد در موازات مسیر مورد نظر برای تهیه مقطع قرار داده و سپس از محل‌های برخورد مسیر با خطوط میزان عمودی بر خطوط موازی کاغذ خارج نمود.

خطوط موازی که هر کدام بیانگر یک ارتفاع عمودی معلوم هستند با ارتفاع خطوط میزان مورد نظر مطابقت داده شده و علامت گذاشته می‌شود. این عمل باید برای تمام نقاط تقاطع مسیر مقطع و در محل‌های برخورد با خطوط میزان انجام گیرد. که از اتصال این نقاط به هم مسیر مورد نظر حاصل خواهد گردید.

محاسبه شیب زمین از خطوط میزان

برای پیدا کردن شیب کلی زمین در یک مسیر محدود و معینی اول فاصله افقی ابتدا تا انتهای مسیر مورد نظر را اندازه گرفته و سپس اختلاف ارتفاع مبدا تا انتهای مسیر را از خط میزان اول و آخر قرایت کرده و سپس فاصله عمودی را بر افقی تقسیم می‌نمایند. عدد حاصل زاویه شیب مسیر را نشان خواهد داد.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 25 اسفند ماه سال 1386 ساعت 08:55

فهرستی از نام‌های برگرفته از فارسی و دیگر زبان‌های ایرانی و یا نام دانشمندان و بزرگان ایرانی که بر روی عوارض جغرافیایی کرات و سیارات گذاشته شده‌است:

 

کره ماه

کوه‌ها:

·                     کوه اردشیر، به نام اردشیر پادشاه ایران

دهانه‌های برخوردی:

·                     بیرونی، از نام ابوریحان بیرونی

·                     ابن هیثم، دانشمند ایرانی

·                     خوارزمی، دانشمند ایرانی

·                     ابوالوفا، ابوالوفای بوزجانی، اخترشناس ایرانی

·                     عبدالرحمن صوفی، اخترشناس ایرانی

·                     نصیرالدین، از نام خواجه نصیرالدین توسی

·                     عمر خیام

·                     الغ‌بیگ

·                     فیروز

·                     ثریا (نامیده به نام زنان ایرانی)،‌در دهانه آلفونسوس

·                     شهناز

سیاره ناهید

حفره‌های برخوردی سطح ناهید:

·                     اندامی، به نام آذر اندامی، پزشک ایرانی

·                     انوش

·                     استر

·                     فیروزه

·                     گلناره

·                     یاسمن

·                     کوتوره (از افغانی)

·                     مامه‌جان (به کار رفته در ترکمنی)

·                     پریشان

·                     پروینه (از تاجیکی)

·                     پاشا

·                     رکسانا

·                     سایلی‌گل (از تاجیک)

·                     شاه‌صنم

·                     تایرا (از زبان آسی)

·                     وشتی

·                     زرینه

·                     وارد (ارمنی از ورد فارسی به معنی گل)

تاج‌وارهای (coronae) ناهید:

·                     ارمائیتی

·                     میترا

·                     زمین

کوه‌ها:

·                     آتسیرخوس (دختر خورشید،‌ از آسی)

·                     آپی (ایزد سکایی)

·                     اوزا (Ozza) ایزدبانوی ایرانی

·                     اسپندازمذ، مادرخدای ایرانی

بهرام

کره مریخ:

حفره‌ها:

·                     لار

·                     زرند

·                     گَرم (به نام شهر گرم تاجیکستان)

دره‌وارها: